تبليغاتX
مهدایران
(((موبایل رایگان)))

دوستان چند هفته پیش به  يکی از دوستان من ایملی اومد که باور نکردني بود..! 

 همینطور هست من هم باور نکردم ولی خوندم و عضو شودم هالا دیروز گوشی براش اومده.     {{{ بله موبايل رايگان ميتوانيد هديه ببريد}}}

 به خاطر همین میزارم تا شما هم عضو بشین مدت اومدن گوشی حدود 2 هفته هست.

 دروغ نیست واقعیت داره موبایل رایگان دریافت کنید

دعوتنامه رسمی شركت X Pango عضویتش هم رایگانه (به نظر من که هیچ ضرری نداره).

چرا این شرکت هدایای مجانی می دهد ؟
این شرکت در واقع یک شرکت تبلیغاتی است که توسط شرکت های بزرگی همچون اپل، نوكیا، سونی اریكسون، سامسونگ و ... پشتیبانی می شود و در واقع برای آنها تبلیغ میکند که خرج این گونه تبلیغات بسیار کمتر از تبلیغات در تلویزیون هاست.

شما فقط با زیر مجموعه گیری می توانید گوشی موبایل،کنسولهای بازی، mp3 player و ... دریافت کنید.
مثلا k800 :برای گرفتن این گوشی نیاز به 13 زیر مجموعه دارین یعنی شما 13 دوست ندارین.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر n95 بخوای 37 نفر باید زیر مجموعه جمع کنی .هر گوشی که بخوای یه تعداد خاصی باید زیرمجموعه جمع کنی که بالاترینش 45 نفره .
به نظر من که آشنا و دوستان شما بیش از 45 نفر هم هستند . تازه آنها هم یک گوشی رایگان میگیرند .
به نظر من كه عضو شدن هيچ ضرري نداره..........!
مراحل كار:

ابتدا وارد لینك زیر شوید. لطفا این لینک را تغییر ندهید. 

http://www.xpango.com/?ref= 92118852 

بعد روی چیزی که میخواهید انتخاب کنید مثل ام پی تیری/ موبایل / گیم / یا اچ دی تی وی  کلیک کنید . بعد قسمت ثبت نام sing up قرمز رنگ بالای صفحه رو کلیک کنید 
وبعد طبق مراحل زیر عمل کنید
First name: نام خود را بنویسید.
Last name: نام خانوادگی خود را بنویسید.
Email: آدرس ایمیل خود را وارد كنید. (ایمیل شما باید واقعی باشد چون برای تكمیل ثبت نام بهش نیاز دارید)
:Passwordبرای خود پسورد انتخاب كنید.
Address1: آدرس خود را دقیق به انگلیسی بنویسید.
نوشتن آدرس پستی خود به انگلیسی را درست یاد بگیرید چون موبایل یا هر پکیج دیگری که انتخاب کرده اید به آدرستان ارسال خواهد شد:

بعد هدیه خودتون رو انتخاب کنید (برای انتخاب هدیه میتونید قسمت gifts در بالای صفحه اصلی سایت رو در یک صفحه جدا باز کنید و روی هر کالایی که میخواهید کلیک کنید تا علاوه بر دیدن مشخصات ، تعداد زیر مجموعه های لازم رو هم ببینید .

Post Code/Zip: در این قسمت كد پستی منزل خود را وارد كنید.
Referral ID: در این قسمت كدی وجود دارد به آن دست نزنید

توجه کنید اگر کد ننوشته بود این کد را وارد کنید: 92118852

Term و Condintion یك تیك بزنید>

اگر در هنگام ورود مشخصات مشكلی پیش نیاد، به ایمیلتان آدرسی میاد بر روش كلیك كنید تا ثبت نامتون تكمیل بشه و بعد وارد صفحه ای خواهید شد كه لینك زیر مجموعه گیری شما در آن موجود است.

 شما باید این لینك را به افراد بدهید و اگر كسی با این لینك ثبت نام كند زیر مجموعه ی شما خواهد شد. بعد از اینكه كسی در زیر مجموعه ی شما قرار گرفت و فعال شد(زیر مجموعه گرفت) 1 امتیاز به شما داده می شود و شما بعد از كسب امتیازهای لازم برای دریافت پكیج انتخابی می توانید آن را درخواست بدهید تا ارسال شود.

 بقيش ديگه به خودتون بستگي داره..

 بيا و يه بار هم كه شده شانستو امتحان كن..........؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن برای اینكه وارد اكانت خودتون بشید باید ایمیل و پسووردتون رو به یاد داشته باشید و وارد سایت X Pango بشید و در بالای صفحه ایمیل و پسوورد رو وارد كنید.
نکته : در این سایت نمی توان از یك سیستم دو بار ثبت نام كرد

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 10:40 |

در سرماخوردگی اغلب تب بالا و آنچنانی دیده نمی شود. در آنفلوآنزای فصلی تب را یک نشانه شایع باید دانست.

دکتر محمد لطفی زاده با اشاره به علائم سرمادخوردگی معمولی و آنفولانزای خوکی نوشته است :

با توجه به اهمیت موضوع ابتلای هموطنان عزیزمان به انواع آنفلوآنزا ، جهت آشنایی همگان در این نوشتار به تفریق نشانه های بالینی سرماخوردگی ، آنفلوآنزای فصلی و آنفلوآنزای H1N1 می‎پردازیم:

1. تب : در سرماخوردگی اغلب تب بالا و آنچنانی دیده نمی شود. در آنفلوآنزای فصلی تب را یک نشانه شایع باید دانست. در اغلب موارد ابتلا به آنفلوآنزای H1N1 تب بالای 3/38 معمولاً دیده می شود.

2. سرفه : تفاوت اصلی سرفه در آنفلوآنزای H1N1 با نوع فصلی و سرماخوردگی خلط دار بودن آن است.

3. درد : معمولاً درد عضلانی در سرماخوردگی دیده نمی شود. در صورتی که به ترتیب در نوع فصلی و H1N1 درد خفیف تا متوسط و شدید شایع است.

4. احتقان بینی : در سرماخوردگی احتقان بینی شایع است و معمولاً هم بین 7 تا 10 روز خودبخود بهبود می یابد. گرفتگی بینی در آنفلوآنزای H1N1 شایع نیست اما در نوع فصلی آبریزش بینی نشانه شایعی است.

5. لرز : مانند تب ، لرز هم در سرماخوردگی شایع نیست. در حالی که در نوع فصلی آنفلوآنزا بصورت خفیف می تواند بروز یابد و در مورد H1N1 هم بیش از نیمی از مبتلایان لرز را تجربه می کنند.

6. احساس ضعف و خستگی : به همان اندازه که در سرماخوردگی چنین مسئله ای خفیف است در مورد H1N1 شدید می باشد.

7. عطسه : در سرماخوردگی و آنفلوآنزای فصلی برخلاف H1N1 نشانه شایعی است.

8. ظهور علائم : علائم سرماخوردگی در عرض چند روز ظاهر می شوند و معمولاً هم در همین زمان بهبود از بیماری تجربه می گردد. در مورد آنفلوآنزای فصلی با گذشت چند روز ممکن است علائم جدیدی هم علاوه بر آنچه گفته شد نظیر اسهال ، استفراغ ، بی اشتهایی و غیره به سراغ بیمار بیاید. برخلاف این دو مورد ، علائم آنفلوآنزای H1N1 به سرعت و در عرض 3 تا 6 ساعت ، بیمار تب بالا و درد را تجربه می کند و با اسهال ادامه می یابد و معمولاً هم این علائم تا هفت روز ممکن است بیمار را به زحمت اندازد.

9. سردرد : معمولاً در سرماخوردگی سردرد دیده نمی شود اما تعدادی از مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی آنرا تجربه می کنند. این در حالی است که اغلب مبتلایان به نوع H1N1 ، از سردرد شکایت دارند.

10. گلودرد : در سرماخوردگی و نوع فصلی آنفلوآنزا گلودرد شایع است اما در نوع H1N1 آنچنان شایع نیست.

چهار توصیه کلیدی:

۱)اگر دستمال همراه ندارید ، سعی کنید هنگام سرفه یا عطسه قسمت داخلی بازو و آرنج را جلوی دهانتان بگیرید.

۲)به مدت 20 ثانیه مرتب در طول روز دست هایتان را با آب گرم و صابون بشویید. می توانید در ذهنتان عبارت تولدت مبارک را مرور کنید یا یکبار حروف الفبا را از ذهن خود بگذرانید. مطمئن باشید در این صورت 20 ثانیه را سپری می کنید. البته خیلی تند اینکار را نکنید!!!

۳)اگر صابون و آب گرم در اختیارتان نیست می توانید بجای آن از ژلهای ضدعفونی کننده دست استفاده کنید. لابلای انگشتان را فراموش نکنید!

۴)تا جایی که ممکن است از دست دادن با دیگران و روبوسی پرهیز کنید و دستتان را به چشم و دهان و بینی خود نمالید.
+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 17:14 |

مصرف هویج، قارچ، انار و چای سبز از جمله اقدامات پیشگیرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزای خوکی است. همانطور که می‌دانید هر روز بر شمار مبتلایان به آنفلوانزای A افزوده می‌شود، پس برای عدم ابتلا به این بیماری و حذف این روند، پیشگیری‌های اساسی باید صورت گیرد. در اینجا متخصصان به توضیح 4 ماده غذایی پرداخته‌اند که سیستم ایمنی بدن را در مقابله با این ویروس مقاوم‌تر می‌کند.[ویروس آنفلوآنزای A روزانه تغییر شکل می دهد .

 هویج

برای مقابله با این بیماری، هویج انتخاب مناسبی است، چراکه منبع غنی از بتاکاروتن است و بتاکاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با این بیماری، بالا می‌برد.طبق تحقیقات هر چه بتاکاروتن بیشتر مصرف شود، سلول‌های ایمنی بدن که شامل سلول‌های کشنده طبیعی هستند، گسترده‌تر می‌شوند.

 قارچ

شما حتما از شنیدن این خبر که سس قارچی که معمولا روی استیک می‌ریزید، سیستم ایمنی بدن را مقاوم می‌کند، خوشحال خواهید شد.طبق تحقیقات اخیر‌ با استفاده از قارچ، سلول‌های کشنده طبیعی افزایش پیدا می‌کنند و در نتیجه سیستم ایمنی بدن مقاوم‌تر می‌شود.

 انار

یکی از دلایلی که از اناربه عنوان میوه‌ای فوق‌العاده یاد می‌شود، داشتن خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن است.انار بیشترین ظرفیت آنتی اکسیدانی را برای مهار یا خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد دارد و با داشتن این خاصیت می‌تواند با بیماری‌های مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله کند.  اگر انار در دسترس شما نیست می‌توانید از آب انار بدون شکر استفاده کنید.

 چای سبز

در چای سبز نوعی آنتی اکسیدان به نام "کاتچین" وجود دارد که می‌تواند سلول‌های ایمنی بدن را افزایش دهد و طبق تحقیقات انجام شده، این ماده حرکت انتشار ویروس را کند می‌کند.

 از دیگر ترکیبات چای سبز،"ال‌تیانین" است.[چای سبز طول عمر را افزایش می دهد]

طبق تحقیقاتی که در هاروارد انجام شده، این ماده، مقاومت سیستم ایمنی بدن را افزایش می‌دهد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 20:1 |

عطسه یکی از معمولترین اصواتی است که در فصل بهار و در زمان گرده افشانی درختان به گوش می رسد. اما متخصصین رشته زبان اشاره (body language) معتقدند نوع عطسه کردن نشانگر شخصیت افراد است.

بر اساس گفته پتی وود (Patti A. Wood) یکی از این متخصصین، بیشتر افراد در طول عمرشان روش عطسه کردن مختص به خود را دارند که با شخصیت آنها مطابقت دارد. این متخصص بر اساس تحقیقی که انجام داده عطسه کنندگان را به چهار دسته کلی تقسیم کرده است:

 افراد خوب و مهربان
 
افراد درست و قابل اعتماد
 
افراد کاری
 افراد مشتاق و موثر


افرادی که فقط یک عطسه می‌کنند در زمره افراد خوب و مهربان هستند این افراد خون گرم، مفید و حامی دیگران می‌باشند.

افرادی که با صدای بلند عطسه می‌کنند در زمره افراد کاری به شمار می آیند، این اشخاص سریع العمل، قاطع و در نهایت رهبران خوبی هستند.

اشخاصی که همیشه به هنگام عطسه کردن با دستمال جلوی بینی خود را می‌گیرند افراد درست و قابل اعتمادی هستند این افراد معمولا با دقت، درستکار، و بسیار منطقی می‌باشند.

آخرین گروه، افرادی هستند که با صدای بسیار بلند و خشن و به دفعات عطسه می‌کنند در زمره افراد مشتاق به شمار می‌آیند که این اشخاص دارای جذابیت اجتماعی می‌باشند و توانايی ایجاد انگیزه و تاثیر گذاری بر دیگران را دارند.

بنا به گفته دکتر فردریک لیتل (Frederic Little) پرفسور دانشگاه بوستون یک الگوی ذاتی برای روش عطسه کردن انسانها وجود دارد که به احتمال زیاد ژنتیکی و موروثی می‌باشد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 13:5 |

چون بیشتر مردم با دست راست کار می کنند به همین سبب دکمه های لباس را سمت راست می‌دوزند تا افرادی که به اصطلاح راست دست هستند به آسانی بتوانند دکمه های لباس خود را باز کرده یا ببندند. البته این موضوع در مورد لباس های مردانه کاملا صادق است اما بانوان چطور؟

چرا با آنکه بیشتر خانم ها مانند آقایان راست دست هستند دکمه لباسشون سمت چپ دوخته شده است؟

برای پاسخ به این پرسش باید عقربه های زمان را به عقب بچرخانیم و به گذشته های دور برویم. زمانیکه نخستین بار دکمه لباس ساخته شد کالایی لوکس و گرانبها به شمار می رفت و تنها مردمان طبقه مرفه اجتماع استطاعت خرید آنرا داشتند. زنان اشرافی در آن زمان هیچگاه لباس خود را شخصاً به تن نمی کردند بلکه خدمتکاری داشتند که این کار را برایشان انجام می داد. چون خدمتکار برای بستن یا گشودن دکمه لباس بانوی خود می بایستی مقابل او قرار می گرفت دوزندگان لباس زنانه معمولا دکمه لباس را در سمتی قرار می دادند که خدمتکار بتواند به راحتی با دست راست خود آنها را باز کرده یا ببندد! از این رو دکمه لباس زنان را سمت چپ می‌دوختند. هر چند امروزه استفاده از دکمه عمومیت یافته و دیگر از آن خدمتکاران کمر باریک خبری نیست با این حال هنوز هم این اصل به قوت خود باقی مانده و دکمه های لباس های زنانه سمت چپ دوخته می شود.

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 14:28 |

چهار عنصر طبیعت و انسان

  1_ آتش 

 2_  خاك

3_  هوا

 4_ آب

 1_ اولین عنصر آتش: متولدین ماه فروردین- مرداد- آذر- جزء عنصر آتش می باشند افرادی پرشور.احساساتی. فعال.پر انرژی و بسیار خلاق هستند آنها سرشار از زندگی با محبت و خونگرم بوده و تاثیر مستقیم و فوری بر روی محیط خود دارند. هنگامی كه دو نفر از این عنصر به یكدیگر ملحق شوند تركیبی مستحكم بوجود می‌آید.آنها برای یكدیگر به طرق گوناگون موجبات موقعیتهای مناسب و مهیجی را فراهم می آورند. گسترش ویژگی های افرادی كه در عنصر آتش قرار دارند می تواند موجبات افراط و زیاده روی شده و مشكل آفرین گردد.این افراد دارای طول موج احساسی یكسانی بوده و عشق برای آنان معنی بزرگی دارد آنها نیاز به دوستی و رابطه گرم و پر محبت دارند و غالبا بسیار مهربان هستند.

  2_ عنصر خاك: متولدین ماه اردیبهشت - شهریور- دی- ویژگی های ذاتی مشترك متولدین در این عنصر به واقع بینی - ماده گرایی و همچنین احتیاط و دقت محدود شده است آنها علاقه زیادی به ثابت قدم بودن دارند و برای بهبود و تحكیم وضعیتشان در زندگی به سختی تلاش می كنند. زمانیكه دو نفر از این عنصر به یكدیگر می رسند ملاقات آنها با بینش بطرف خاك(پایین یا زمین) است و این به آن معناست كه افكار بلند پروازانه ندارند . خاك با خاك موجب اطمینان خاطر یكدیگر را فراهم می كنند و این افراد بگونه شگفت آوری باوفا هستند و در كنار یكدیگر می مانند و حفظ روابط همیشگی برای آنها دارای اهمیت زیادی است.

  3_  عنصر هوا: متولدین ماه خرداد- مهر-بهمن- این دسته چون در عنصر هوا(باد) قرار دارند نسبت به سایر عناصر دیگر دارای احساسات كمتری می باشند آنها مایلند كه ارزش و تواناییهای روحی خویش را با عشق جلوه دهند تا با دلسوزی و نگاه. متولدین این عنصر شیفته مصاحبت و تبادل نظر بوده و خلاقیت را بر انجام ایده های جدید ارجحیت می دهند به ویژه آنها از همراهی با افرادی كه در این عنصر می باشند لذت می برند اگر چه ابراز احساسات برایشان دشوار است. در مواردی كه عقاید خود را به ناچار تغییر می دهند نسبت به اعتماد خود به هر چیز و هر كس نگران می‌شوند. بنابراین آنها از دیدگاه افكار و عقاید با یكدیگر تناسب دارند و چنانچه توقعات احساسی غیر قابل اجرا پیش آید سبب بروز مختصر علائم خطر می شود.

  4_ عنصر آب: متولدین ماه تیر- آبان- اسفند- اینها سخت تحت سلطه احساسات قوی واقع شده اند كه این احساسات آنها را خشن و حساس می سازند.بهترین فرد برای درك نیازهای عنصر آب فرد دیگری از همین عنصر است زیرا ممكن است دیگران خصوصیات ویژه آنها را به عنوان عدم تمایل و ایجاد ارتباط تلقی كنند. در رابطه بین دو عنصر آب و آتش همانگونه كه اشاره شد احساسات آنها رل اساسی را بازی كرده و آنها محافظ و مدافع یكدیگرند. روابط عناصر آب صلح و آرامش را همراه دارد و بر زندگی آنان حكمفرمایی می‌كند اما بدلیل داشتن احساسات قوی می تواند اثر مخالف نیز داشته باشد و منجر به بازیهایی شود كه سبب نابودی روابط صمیمی گردد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 17:0 |

بعضی غذاها از قدیم به‌عنوان غذاهای تقویت‌كننده قوای جنسی معروف بوده‌اند. تحقیقات اخیر، درستی این موضوع را به اثبات رسانده است .سیب هم از میوه‌هایی است كه باعث افزایش قوای جنسی می‌شود.
هروقت از سلامت جنسی و باروری صحبتی به میان می‌آید، پای مسائل زیادی به میان كشیده می‌شود، از خلق و خو و تفاهم بین زن و شوهر گرفته تا خوردن بعضی غذاها و نوشیدنی‌های خاص كه البته قدیمی‌ترها اعتقاد خاصی به این جنبه دارند. با وجودی كه ممكن است به‌نظر عجیب بیاید، ولی در این مورد قدیمی‌ترها حق دارند. این غذاها و نوشیدنی‌ها كه میل جنسی را افزایش می‌دهند، "آفرودیزیاك" نامیده می‌شوند. این واژه از نام "آفرودیت"، الهه عشق و زیبایی یونان باستان گرفته شده است. البته مواد غذایی موِثر در میل جنسی در همه دنیا یكسان نیستند و در هر منطقه جغرافیایی، مردم انواع خاصی از خوراكی‌ها را می‌شناسند كه به‌نظر آنها چنین خاصیتی دارند.
به‌طور كلی غذاها و نوشیدنی‌های پرانرژی و سایر غذاهای ادویه‌دار جزو مواد خوراكی تقویت‌كننده قوای جنسی به‌شمار می‌روند كه این خاصیت را مدیون تاثیرات فیزیولوژیك خود هستند، زیرا باعث افزایش ضربان قلب و تعریق می‌شوند. مردم دوران باستان موادی مثل درخت جنسه، شاخ كرگدن و انواع صدف‌ها را هم به‌عنوان مواد محرك قوای جنسی می‌شناختند!

موادی معجزه‌گر در آشپزخانه
آشپزخانه منزل شما همواره محل نگهداری موادی هستند كه اثراتی جالب و معجزه‌آسا دارند. این مسئله، در مورد قوای جنسی هم كاملا صدق می‌كند و شما می‌توانید مواد موثر بر سلامت قوای جنسی را در آشپزخانه منزلتان پیدا كنید. البته اگر بدانید كه هر كدام از این مواد در كدام مرحله از سلامت جنسی موثرند، آن‌ وقت می‌توانید تاثیر آنها را به حداكثر برسانید.
به‌طور كلی، مواد غذایی مختلف، تاثیرات متفاوتی دارند و از نظر فیزیولوژی تاثیرات خاصی بر بدن اعمال می‌كنند. مثلا بعضی غذاها، مهاركننده‌های قوای جنسی را كاهش می‌دهند و به این ترتیب باعث افزایش میل جنسی می‌شوند، بعضی دیگر جریان خون سیستم تناسلی را افزایش می‌دهند و تعدادی دیگر از غذاها نیز هورمون‌های شادی ترشح می‌كنند. دانشمندان، مواد خوراكی محرك و تقویت‌كننده قوای جنسی را براساس اثرات فیزیولوژیك آنها در بدن و چگونگی اثر آنها بر افزایش قوای جنسی به سه دسته تقسیم می‌كنند:

غذاهای نشاط ‌آور
بعضی غذاها مواد شیمیایی و هورمون‌هایی را ترشح می‌كنند كه افراد را سرحال آورده و خوشحال می‌كند. در این شرایط فرد از نظر روحی احساس اعتماد به نفس می‌كند، مهاركننده‌های ذهنی او كم می‌شود و با نشاط‌ تر به‌نظر می‌رسد. نتیجه این وضعیت این است كه یكی از مراحل جنسی كه آمادگی روحی است، فراهم می‌شود. این مواد غذایی شامل موارد زیر است:‌
فلفل تند و غذاهای ادویه‌دار و تند كه باعث افزایش پمپاژ قلب می‌شوند.
موز كه حاوی مواد شیمیایی خاصی است و از نظر روحی فرد را بانشاط می‌كند و اعتماد به نفس را تقویت می‌كند.

هویج كه به علت داشتن مقادیر زیادی فیبر باعث می‌شود میل جنسی افزایش پیدا كند.

غذاهای دلفریب
در مرحله بعدی كه همان مرحله تهییج است، مواد خوراكی موثر بر قوای جنسی باعث رها شدن هورمون‌های جنسی مثل تستوسترون می‌شوند، انرژی فرد را تقویت كرده و جریان خون سیستم تناسلی را افزایش می‌دهند. این غذاها شامل موارد زیر است:
میگو و سایر غذاهای دریایی كه حاوی ید فراوان بوده و برای غده تیروئید ضروری هستند.
شكلات كه نه تنها حاوی كافئین است بلكه اسید آمینه‌ای با نام فنیل آلانین دارد كه میزان ماده‌ای به نام فنیل اتیل آمین را در مغز افزایش می‌دهد. این ماده یك آمفتامین طبیعی است كه محرك سیستم مغزی محسوب می‌شود.‌
 زنجبیل كه باعث افزایش جریان خون دستگاه تناسلی در مرد و زن می‌شود.
زیتون كه نوع سبز آن در مردان و نوع سیاه آن در زنان باعث تقویت قوای جنسی می‌شود.‌
گوجه‌فرنگی كه به آن سیب عشقی می‌گویند و محرك نیروی جنسی است.
سیب كه این میوه نیز باعث افزایش قوای جنسی می‌شود.

غذاهایی كه عملكرد سیستم تناسلی را بهبود می‌دهند
این دسته، مواد خوراكی هستند كه حتی بوی آنها نیز در تقویت و بهبود عملكرد قوای جنسی موثر است مثلا پیتزای پنیر جریان خون دستگاه تناسلی را 5 درصد افزایش می‌دهد، ذرت بو داده با كره تا 9درصد و كدو حلوایی تا 40درصد و گیاه اسطوخودوس نیز تا حدود 40 درصد جریان خون دستگاه تناسلی را زیاد می‌كنند. این در حالی است كه عطری كه از گل‌ها گرفته شده باشد تنها 3 درصد جریان خون دستگاه تناسلی را افزایش می‌دهد. بنابراین تاثیر بوی غذاها از اسانس گل ها بیشتر است.‌

سایر مواد خوراكی موثر بر قوای جنسی
1) جوشاندن و خوردن مارچوبه به مدت سه روز متوالی، سیستم تناسلی را در مردان و زنان تقویت می‌كند. چینی‌ها در قدیم از این خاصیت مارچوبه برای درمان بعضی از بیماری‌های جنسی و كلیوی استفاده می‌كردند.
2) انجیر از دوران قدیم به‌عنوان محرك قوای جنسی شناخته شده است زیرا حاوی املاح مختلفی است كه در تولید هورمون‌های جنسی نقش دارند.‌
3) عسل حاوی ویتامین‌های گروه B و املاحی خاص است و سلامت قوای جنسی در زن و مرد را تقویت می‌كند. ضمناً قند موجود در عسل سهل‌الهضم بوده، سریع جذب می‌شود و انرژی خوبی به فرد می‌دهد. شاید نام "ماه عسل" هم از همین موضوع منشا گرفته باشد!
البته تاثیر این غذاها بر روی قوای جنسی افراد از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و خود افراد باید تاثیر این خوراكی‌ها را بر روی سلامت جنسی خود امتحان كنند.

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 15:18 |

خب منظورم از اين خانه تكاني چيه؟

 تو ادبياتمون بهش ميگن:

چشمها رو بايد شست .جور ديگر بايد ديد.....

 تو ادبيات عرفاني مون هم بهش ميگن:

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم......فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم

 با كلاس ها هم بهش ميگن:

مهندسي مجدد يا ري انجينيرينگ: Re-Engineering

 بزرگان هم بهش ميگن:

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي‌شود مراقب گفتارت باش كه  رفتارت مي‌شود مراقب رفتارت باش كه عادتت مي‌شود. مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي‌شود و مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي‌شود..

 مذهبي ها هم بهش ميگن:

يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت

 

 قانون فعاليت هاي ذهن ناخودآگاه:

ذهن ناخود آگاه شما موجب مي‌شود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگويي انجام پذيرد كه با تصوير ذهني و باورهاي شما هماهنگ است.

ذهن ناخود آگاه شما بسته به اينكه چگونه برنامه ريزي مي‌كنيد مي تواند شما را به پيش ببرد يا از پيشرفت باز دارد.

 توي اين خانه تكاني ذهن و رفتار چه اتفاقاتي مي افته:

*بعضي باورها و ذهنيت ها رو بايد تميز كرد و غبار زمان رو ازش دور كرد، سر و ساماني داد، خيلي محكم تر اونها رو حفظ كرد و بهش بها داد. چه باورهاي قشنگي داشتيم كه به مرور زمان و دود زندگي يكنواخت، سياهي بهش نشسته و بايد با چاشني خاطره سر و ساماني بهشون داد و دوباره در رديف اول قفسه باورهامون قرار بديم .

** بعضي از اوون باورها رو كه اتفاقاً از بس بهشون عادت كرديم خيلي هم دم دست قرار گرفتند و هميشه مزاحمي براي ديدن باورهاي قشنگمون هستند، بايد براي هميشه فراموش كرد و در زباله دان فراموشي قرار داد.

***اگر خوب به اين باورها دقت كنيم مي بينيم كه بسياري از رفتارهايمان ناشي از باورهايي است كه از آنها بيزار هستيم، ولي از بس در درون ناخودآگاهمان به آنها عادت كرديم وجود آنرا فراموش كرده ايم.

جالب است كه در اين كنكاش متوجه رفتارهايي مي شويم كه به دليل انتقام از كساني كه در حق ما ظلمي كرده اند و به آنها دسترسي نداريم به طور ناخودآگاه از اطرافيانمان انتقام مي گيريم.! در صورتيكه آنها شايد خيلي هم ما را دوست داشته باشند ولي اين نفرت به قدري در درون ما نفوذ كرده كه علاقه آنها را نه تنها درك نمي‌كنيم بلكه به طريقي سعي در آزردن آنها داريم.

****ضمنا اگر خوب دقت داشته باشيم با تفكراتي در درون خود مواجه مي‌شيم كه اتفاقا خيلي هم به كارمان آمده و در برابر مشكلات زيادي از اونها استفاده كرديم ولي از بس كه هميشه در دسترسمون بوده قدرش رو ندونستيم و فراموشش كرديم و گذاشتيمش كنار. و حالا كه با مشكل مواجه مي‌شيم يادمون رفته كه چه ابزار خوبي رو كنار گذاشتيم و مي‌تونستيم ازش استفاده كنيم. حالا كه داريم افكارمون رو زير و رو مي‌كنيم خوبه كه دوباره اون باورها و ابزارها رو گردگيري كنيم و ازشون استفاده كنيم.

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 14:55 |

برای درك بهتر رابطه غذای مصرفی با خلق و خو و سطح هوشیاری لازم است اندكی با عملكرد مغز آشنایی پیدا كنید. مغز برای ارتباط برقرار كردن با سایر سلولهای بدن از مواد شیمیایی موسوم به انتقال دهنده های عصبی استفاده می‌كند. این انتقال دهنده های عصبی از اسیدهای آمینه و  مواد غذایی مصرفی در مغز تولید می‌گردند. مهمترین انتقال دهنده های عصبی كه به رژیم غذایی حساس بوده و بر خلق و خوی ما تاثیر گذار می‌باشند عبارتند از: سروتونین، نوراپینفرین و دوپامین.

دوپامین و نور اپینفرین سبب افزایش هوشیاری، تسریع تصمیم گیری، افزایش تمركز، انرژی و دقت می‌گردند. سروتونین نیز آرام بخش بوده و استرس و تنش را كاهش می‌دهد. همچنین موجب افزایش رخوت و خواب آلودگی می‌گردد.

1- غذاهای محرك و افزایش دهنده هوشیاری: مواد غذایی حاوی پروتئین، چربی اندك و كربوهیدراتهای پلی ساكارید(نشاسته) مناسبترین گزینه می‌باشد. در هنگام نیمروز ذخیره دوپامین و نوراپینفرین مغز رو به كاهش می‌گذارد. شما با مصرف تیروزین(پروتئین) قادر خواهید بود این كاهش را برطرف كنید. منابع غنی از پروتئین شامل: ماهی، مرغ، گوشت قرمز لخم، پنیر با چربی كم، شیر كم چربی، ماست كم چربی و حبوبات. همچنین مصرف سیب، آب انگور، كلم بروكلی به خاطر دارا بودن BORON موجب افزایش هوشیاری می‌گردد. BORON در هماهنگی عملكرد دستها، چشمها، تمركز و حافظه كوتاه مدت نقش دارد. رایحه لیمو ترش نیز سطح هوشیاری را افزایش می‌دهد.

2- غذاهای آرام بخش: مصرف كربوهیدراتها بدون پروتئین اثر آرام بخشی دارد. میزان آرام بخشی كربوهیدراتها به میزان مصرف و زمان مصرف آنها بستگی دارد. كربوهیدراتهای با شاخص گلیسمیك پایین موجب افزایش آرامش با حداقل اثر خواب آلودگی و حالت رخوت می‌گردند: گندم سیاه كامل، سیب زمینی شیرین، آلو و اسفناج. غذاهای دارای شاخص گلیسمیك بالا (افزایش سریع قند خون) حداكثر تولید سروتونین را موجب می‌گردند: نان سفید، شكر، برنج، شیرینی جات، سیب زمینی پخته، پاستا.

3- غذاهای افزایش دهنده هوش و زیركی: تخم مرغ، جگر، گوشت قرمز حاوی CHOLINE بوده كه سبب افزایش عملكرد حافظه می‌گردند.

4- مواد غذایی افزایش دهنده انرژی: شیر سویا، سیب، ماست و پرتغال غذاهای كند هضم بوده و منبع انرژی پایدار و یكنواختی را فراهم می آورند.

5- مواد غذایی نشاط آور: غذاهای حاوی ویتامین B12 و امگا 3 از بروز افسردگی پیشگیری بعمل می آورند. امگا 3 سطح سروتونین را افزایش می‌دهد. موز نیز حاوی ویتامین B6 بوده و سطح سروتونین را افزایش می‌دهد. مصرف الكل و قرصهای ضد بارداری ذخیره ویتامین B6 را شدیدا كاهش می‌دهند. جگر مرغ نیز سرشار از اسید فولیك بوده كه سروتونین خون را افزایش می‌دهد.

6- غذاهای افزایش دهنده میل و قوه جنسی: آجیل (مغزها) حاوی آمینو اسید L-ARGININE می‌باشند كه سبب افزایش جریان خون در سراسر بدن می‌گردد. در تخم مرغ و گوشت قرمز نیز مقادیر اندكی از این ماده وجود دارد. شكلات نیز موجب ترشح آندورفین در مغز می‌گردد. همچنین شكلات حاوی فنیل اتیلامنین می‌باشد كه یك محرك جنسی است. مصرف صدف خوراكی، زرد چوبه، موز، كرفس، توت فرنگی و غذاهای ادویه دار وتند نیز میل جنسی را افزایش می‌دهند.

نكات تغذیه ای:

1- از مصرف چربی به مقدار زیاد خودداری كنید. زیرا چربی در معده به مدت طولانی باقی مانده و سبب منحرف ساختن خون از مغز، عضلات و سایر بافتهای بدن بسمت معده می‌گردد. همین امر موجب پدید آمدن حالت رخوت و بی حالی تا 6 ساعت می‌گردد.

2- حداقل در طول روز یك غذای غنی از آهن مصرف كنید. آهن در نقل و انتقال اكسیژن در بدن نقش مهمی دارد. منابع خوب آهن شامل: گوشت قرمز، مرغ، غلات و كشمش می‌باشد.

3- الكل یك ماده مسكن و خواب آور بوده و موجب كم آبی می‌گردد. كافئین نیز با آنكه در كوتاه مدت یك محرك می‌باشد اما پس از چند ساعت موجب رخوت می‌گردد. پس از مصرف هر فنجان كافئین حتما یك لیوان آب برای جبران آن بنوشید.

4- مصرف آرد سفید، شكر، برنج، كافئین، الكل، شیرین كننده های مصنوعی، نمك و غذاهای آماده را به حداقل برسانید.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 16:52 |

برخیز، خرمشهر!

چشمه‏ها می‏دانند که تماشای آسمان، از پشت میله‏های اسارت چه قدر سخت است و طلوع خورشید، در قفس زیبا نیست و زندگی ـ در زندان ـ تکرار همیشه مرگ است.

قلب‏ها می‏دانند که قلب شهر، چه قدر از صدای قدم‏های بیگانه نفرت دارد.

همه می‏دانند که شانه‏های شهر، ضربه‏های تازیانه را به حضور دست‏های دشمن، ترجیح می‏دهد،

که مشام شهر، بوی خون لاله‏هایش را ـ چه قدر عاشقانه ـ نفس می‏کشد.

همه می‏دانند که شهر، از بوی ادکلن‏های غریبه، سرگیجه می‏گیرد ...

نگاه خون گرفته کوچه‏ها، جادّه را می‏نگرند، تا شاید غبار سایه‏هایی آشنا را توتیای چشم خود کنند.

خشتْ خِشت خانه‏های خالی، حضور دوباره زندگی را انتظار می‏کشند.

گل‏ها فقط بوی غربت می‏دهند و نخل‏ها، قصیده بلند فراق را به گوش باد می‏خوانند ...

و اینک، خرمشهر! سر بلند کن، که تو سرفرازترین خاک این دیاری!

خرمشهر! سر بلند کن، که آوازه سربلندی‏ات، کوچه به کوچه، شهر به شهر و دهان به دهان، در تمام دنیا پیچیده است.

بخند، که شکوه و شکوفائی از آن توست.

بخند، که از این پس، دل‏های آزاده، نام دلنشینت را عاشقانه هجی خواهند کرد.

خرمشهر! به خود ببال که از این پس، سرگذشت اسارت و آزادیت را شاعران خواهند سرود و روزگار، از الفبای قیام سرخت، قصّه‏ها خواهد نوشت.

قفس‏ها خواهد شکست و کبوترانت رهاتر از همیشه، آزادی را جشن خواهند گرفت. زنجیرها، خواهد گسست و نخل‏ها، سرفرازی‏شان را به رخ آسمان‏ها خواهند کشید.

پلک بگشا ـ ای شهر خون و قیام! ـ و سربلندی و آزادگیت را عاشقانه به تماشا بنشین.

پلک بگشا و مژده رهایی‏ات را بر در و دیوارهای زمانه نظاره کن؛ «خرمشهر، خونین شهر، آزاد شد.

برخیز، خرمشهر!

خدا تو را آزاد و رها می‏خواهد

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 10:59 |

لطفاً بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید.

 پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع  خودرو را روشن نمایید.

 آيا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟ 

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، داشبورد، صندلی و سیستم تهویه هوای خودرو از خود گاز بنزن ساطع می کنند که یک گاز بسیار سمی و سرطانزاست (حتماً بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید، این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.) علاوه بر سرطانزایی، گاز بنزن به استخوان ها آسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها) و نیز باعث ابتلا به آنومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون)  و کاهش سطح گلبوولهای سفید بدن می گردد. بمچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلبوولهای سفید خون) و در مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد.

  جالب است بدانید:

 میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای آزاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد، در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200 تا 400 میلی گرم می باشد.حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید در دمای بالای 60 درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل آن بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول آن می باشد.

 افرادی که سوار خودرویی با  پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند.

 علاوه بر موارد ذکر شده بالا، بنزن گازیست که:

 کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را  دفع نماید.

 ((پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرآلود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.))

یک ضرب المثل چینی :  وقتی شخصی موضوع ارزشمندی را که به نفع شماست با شما در میان گذاشت شما نیزاخلاقاً وظیفه دارید آن مطلب را به دیگران انتقال دهید.

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 16:49 |

کسانى که خطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند

 کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند

مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

 کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد

احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت واعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

 کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند

احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند

به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسنداز نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند

احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند

در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

 كسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند

این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.

 اگر شما خود را داراى دست خط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید

احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

اما اگر درشت مى نویسید

این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.

اگر کسى دست خط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد

فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

 اگر فردى دست خط ملایم و کشیده اى دارد

آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

اگر کلمات را در هم و فشرده مى نویسید

احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

کسى که کلمات را با فاصله و باز باز مى نویسد

خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 9:56 |

نوروز چیزی نیست که نابود کردنی باشد. نوروز نفس زندگی و رستاخیز است. نوروز پیروزی روشنی است در دل تاریکی. نوروز شناسنامۀ اقوام ایرانی است.

نوروز اگرچه آغاز بهار است ولی تنها بهار نیست. نوروز بهاری است که با تاریخ ایران به هم آمیخته. نوروز را باید دید. نوروز را باید شنید. نوروز را باید بويید. نوروز را باید چشید. نوروز را باید لمس کرد. نوروز را باید حس کرد.

 بگذارید تا قلب تپندۀ نوروز، خون زندگی را در رگ های تان به گردش آورد و جوانه های امید را بر شاخه های خشک برویاند. نوروز را با قلبتان و با همۀ روح تان حس کنید.

 بهــــــــارانه

 زندگی در گذر است و طبیعت در حال نو شدن و رویش.

همه چیز بوی تازگی میدهد.

مگر ما جدا از این طبیعتیم؟

باید تصمیمی گرفت و از نو خواند و لباس بهاری به تن کرد

فصل تولد و لبخند،

وقت دویدن و پرواز.

قصه ای دیگر باید نوشت.

فردا دیر است،

قلم، كاغذ، نگاه، عشق، آسمان، خیال، فریاد، گل، بهار، من، تو،... همه جمعند، قصه دیگر

این بار آخرش را زيبا بنويسيم

 

نوروزتان پیروز باد.

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 11:36 |

یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد كه مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور" در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.
 

مراسم چهارشنبه سوری
آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب كه کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهورآت شبازی:
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.

بوته افروزی :
در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت "گله" كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو ، سرخی تو از من "

در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.

گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند كوزه شكنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

مراسم كوزه شكنی :

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: "درد و بلای خانه را ریختم به توی كوچه" و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.

فال گوش نشینی:

در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زنی :

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :

خانواده هایی كه بیمار در خانه داشتند یا اینكه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال "آش ابودردا" یا "آش بیمار" می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام "آجیل چهارشنبه سوری" از یك دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :

بطور كلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو كرد، از آنجا كه چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینكه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت كه شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبك های سنتی صورت می پذیرفت كه اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می‌شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
"بختم آچیل چهارشنبه" یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

:: استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

:: استان اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

:: استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

:: استان خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
"درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه"
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

:: استان خوزستان

در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

:: استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

:: استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

:: استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

:: استان کرمان

در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

:: استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
"گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه"
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت"ترشه تره" می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

:: استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
"زردی مه د تو، سرخی تو د مه"
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

:: استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله "آش هفت ترشی" که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز "گزنه آش " که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

:: استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.


تحریف آیین چهارشنبه سوری :

یافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آیین ها و یادمان هایی كه مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاكان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچكدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف كرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم كهن ایرانی را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نكنند ...

با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 15:17 |

از سال 2000 به بعد پنتون هر سال رنگ اصلی سال را اعلام می‌کند. پنتون رنگ گل درخت ابریشم (PANTONE® 14-0848 Mimosa) که رنگ زرد گرم و جذابی است و امیدواری و اطمینان‌آفرینی تغییر فصل را مجسم می کند، به عنوان رنگ سال 2009 معرفی کرد.

در زمان نابسامانی و عدم اطمینان وضعیت اقتصادی و تغییرات سیاسی، هیچ رنگی مثل رنگ زرد گل درخت ابریشم، امید و اطمینان و خوش‌بینی را نشان نمی‌دهد .

رنگ زرد گرما و کیفیت باروری و تغذیه خورشید را مجسم می کند، خصوصیاتی که به طور طبیعی اطمینان مجدد و امید را برای ما به تصویر می‌کشد. این رنگ همچنین از روشنفکری سخن می‌گوید و رنگ درخشش ابتکار و تخیل است. این رنگ زرد به بهترین شکل در گل‌های درخت ابریشم دیده می‌شود. این رنگ زرد قابل تطبیق با همه رنگها است و برای زنان و مردان به کار می‌رود. لباس، لوازم جانبی خانم‌ها، لوازم منزل، لباس‌های ورزشی، کراوات و پیراهن‌های مردانه در این رنگ شاد و پرطراوت طراحی و عرضه می‌شود.

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 8:40 |

ديباچه :
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.  

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.    

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.  

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . 

صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.   

روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد. 

رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :

  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....  

اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.  

برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ".   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.   

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند.  

مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".    

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .  

روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ". 

در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند. 

يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند.  

خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. 

خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ".  و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند. 

سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.  

سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.  

خوراک هاي نوروزي
در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ". 

امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد. 

با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.  

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد. 

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : " اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم " و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود. 

گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند. 

کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، " شرح  وقايع " هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي " جنگ گاو و قوچ " نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند.  

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.   

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.   

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.  

پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد.  

کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان " سومين رقم بودجه دربار " ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافي " ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  " درو ويل " مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است. 

در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود.  

اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد. 

رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً " اسکناس نو " کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي.  

هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي " کادو " براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و " دست لا ف " است

 

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است : 

- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.  

- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. 

- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است. 

- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد. 

- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.

- روز سيزده کار کردن نحس است.
+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 14:6 |

قانون دانه

نگاهي به درخت سيب بيندازيد. شايد پانصد سيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده
دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم "چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟"
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:"اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد."
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
-  بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
 - بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
-  بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده‌ات را بفروشي.
 - بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست
نمي کنيم.
قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

در يک کلام
افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند.

همه امور به هم مربوطند
آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟
آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟
همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية
شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي‌گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!
تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.
وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و
وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.

اينها به چه معناست؟
- اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه‌اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.
-  مهم نيست كه تلاشي كه جهت "پيشرفت" مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.
-  عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم
به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.

در يک کلام
هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد زيرا بر امور ديگر نيز مؤثر است.

چرا؟ (WHY)
"من دست ندارم." بلكه بايد پرسيد: "با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟"، و من
هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد، با خود گفتم: "او هر كاري را مي تواند انجام دهد".
هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد، يا همه چيزمان را از دست مي دهيم يا كسي كه
عاشقمان بوده ما را ترك مي كند، اغلب ما از خودمان مي پرسيم: "چرا؟"
"چرا من؟"
"چرا حالا؟"
"چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟"
سؤالاتي كه با "چرا " شروع مي شوند، ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.
اغلب جوابي براي اين "چرا"ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد، اهميتي ندارد.
افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با "چه"  شروع مي شوند:
"چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟"
"چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟"
و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است، از خود مي پرسند: "چه كاري طي 24 ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟"

در يک کلام
افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر "وفق مراد" هست يا نه. اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه "چرا؟" دوست من "جان فوپ" وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد چرا؟

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:50 |

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.

 برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

 بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 14:13 |

 آیا تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.

گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند. کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.

مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر

انگشت شست نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

انگشت اشاره نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.

انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند.قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 8:37 |
با سينه زدن نمي شوي يار حسين (ع)

تا روز ابد به پاست پيكار حسين (ع)

برخيز كه چشم غزه بر غيرت توست

سرباز حسين شو! عزادار حسين (ع)!

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 15:16 |

هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم. در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان می افتم.

ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود،  از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت ویلان اول ماه که حقوق می گرفت و جیبش پر می شد، شروع می کرد به حرف زدن . روز اول ماه و هنگامیکه که از بانک به اداره برمی گشت به راحتی می شد برآمدگی جیب سمت چپ اش را تشخیص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود. ویلان از روزی که حقوق می گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته می کشید نیمی از ماه سیگار برگ میکشید.  نیمی از ماه مست بود و سرخوش. من یازده سال با ویلان همکار بودم. بعد ها شنیدم او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است روز آخر که من از اداره منتقل می شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می کشید. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظی کنم. کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کند زندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند. هیچ وقت یادم نمی رود، همین که سوال را پرسیدم به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: "کدام وضع؟" بهت زده شدم. همین طور که به او زل زده بودم، بدون این که حرکتی کنم ادامه دادم همین زندگی نصف اشرافی نصف گدایی.

ويلان با شنیدن این جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد: "تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟" گفتم: "نه" گفت: "تا حالا تاکسی دربست  گرفتی؟" گفتم: "نه"

 گفت: "تا حالا غذای فرانسوی  خوردی؟"  گفتم:"نه"  گفت: "تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟"  گفتم: "نه"  گفت: "خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟"

 گفتم: "آره...نه...نمی دونم.."  ویلان همین طور نگاهم می کرد،

 نگاهی تحقیر آمیز و سنگین، به نظر حالا که خوب  نگاهش می کردم مردی جذاب بود و سالم.. به خودم که آمدم ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله ای را گفت
 که مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد، ویلان پرسید: "می دونی تا کی زنده ای؟"

 جواب دادم: "نه" ویلان گفت: «پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی.

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 13:19 |

اکثر ما محصولات پاناسونيک را مي شناسيم و بنيانگذار آنرا که کو نو سو کي ماتسوشيتا است.ادامه مطلب را بخوانيد :

با بررسي جامعه‌شناسانه ژاپن سده گذشته، عواملي همچون رشد سريع مدرنيزاسيون درجوامع غربي و سرايت آن به جوامع سنتي، عدم وجود منابع زيرزميني و محدوديت‌هاي منابع روزميني، تغيير و تحولات سياسي در عرصه‌هاي بين المللي، ازدياد جمعيت و ويژگي‌هاي فردي ژاپني‌ها (سخت كوشي وتلاش) در سايه فرهنگ ژاپني، را مي‌توان از دلايل اصلي رشد سريع و شكوفايي اقتصادي و پيشرفت تكنولوژي اين كشور قلمداد كرد. به طور كلي اگر بپذيريم محور توسعه، توسعه انساني است، در زمان كنوني مردم ژاپن با جمعيتي برابر 2٪ جمعيت كل جهان، دو سوم از مرغوبترين كالاهاي دنيا را به مصرف مي رسانند، از انصاف به دور است كه نقش كارآفرينان و انسانهايي كه كه تنها با اتكا به قابليت‌هاي خويش، تأثير بسزايي در رشد و شكوفايي اين كشور داشتند را فراموش كنيم. انسانهايي همچون هوندا، اكيوموريتا (رئيس شركت سوني)، كونوسوكي ماتسوشيتا ( رئيس شرکت پاناسونيک ) در ژاپن و يا کيم وو چونگ

( رئيس شرکت دوو کره جنوبي ). ولي دراين بين، جايگاه ماتسوشيتا از جهاتي از ديگران متمايز است.

ميراث ماتسوشيتا بسيار گران است. پس از جنگ جهاني دوم، او يكي از چهره‌هاي اصلي در هدايت معجزه اقتصادي ژاپن بود. شركتي برپاكرد و ميلياردها نفر را صاحب لوازم خانگي و لوازم برقي مصرفي با نام پاناسونيك و نشانه‌هاي ديگر كرد. پيش از مرگش، كمتر سازماني روي كره خاكي مشترياني بيشتر از او داشت، هنگامي كه درسال 1989 درگذشت، در مراسم خاكسپاري او بيش از هزار تن گرد آمدند. در تلگرام تسليت رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا به خانواده وي از او به عنوان «الهام بخش براي مردم سراسر جهان» نام برده است.

زندگي ماتسوشيتا پر از فراز و نشيب بود. كثرت اين فراز و نشيب ‌هاست كه او را از ديگران متمايز مي‌كند. فرازها و كاميابي‌هايي كه تنها يكي از آنها كافي است تا هر انسان معمولي را دچار غرور كند و موانع رشد و پيشرفت او گردد. نشيب‌ها و شكست‌هايي كه تنها يكي از آنها در تمام زندگي مي‌تواند انسان را از حركت باز دارد. نه لذت كاميابي‌ها و نه مشقت شكستها هيچكدام نتوانست ماتسوشيتا را از آنچه كه در ذهن خود پرورانده بود، باز دارد، اين است رمز موفقيت اين مرد بزرگ.

 رمز موفقيت ماتسوشيتا

 ماتسوشيتا علت موفقيت خود را چنين توصيف مي‌كند: «كليد كاميابي در پديد آوردن محصول، داشتن درجه دكترا، يا داشتن بودجه كلان در واحد پژوهش و گسترش نبود. بلكه در تلاش، زحمت كشيدن و عرق ريختن كاركنان شركت بود». وي رويكردي جديد و متفاوت از زمان خود به كاركنان خود داشت. از نظر وي، سرمايه‌هاي يك سازمان، كاركنان آن هستند. توجه به «خرد گروهي»، «نظام بخشي»، «تعيين مأموريت سازمان»، از شيوه‌هاي مديريتي وي به شمار مي‌آيند؛ شيوه‌هايي كه پس از گذشت چندين دهه از پياده‌سازي آنها توسط ماتسوشيتا، در سازمانهاي كنوني مطرح مي‌گردند.

با توجه به نحوه زندگي و عملكرد ماتسوشيتا، وي علاوه بر خصوصياتي همچون خلاقيت، خطر پذيري، تلاش، فروتني كه ويژگي مشترك كارآفرينان ديگر نيز مي‌باشد، داراي ويژگي فوق‌العاده‌اي بود كه مي‌توان آن را رمز موفقيت وي ناميد و آن هم «ظرفيت بالا براي برانگيختن ديگران است».

 ويژگي مديريتي ماتسوشيتا

 1.      توجه به خرد گروهي

2.      پياده سازي نظام بخشي در سازمان

3.      كاهش هزينه

4.      توليد فراورده‌هايي كه بهتر از فراورده‌هاي موجود در بازار است، بطوري كه به قيمت كمتر از نرخ بازار به فروش برسند

5.      ساعت كار متمادي

6.       صرفه جويي در همه موارد

7.   سازمان بايد از راههاي ابتكاري كه از راه  عدالت و انصاف هم دور نگردد تأمين مالي شود،
با كاركنان طوري رفتار گردد كه گويي اعضاء خانواده هستند.

8.      سرعت در كار

9.      توجه به تبليغات

10.   انديشيدن در قالب گسترده بازرگاني و نه در قالب وظيفه باريك خويش

 اصول اعتقادي ماتسوشيتا

 1.   خدمت به مردم: فراهم آوردن فراورده‌ها و خدمات با كيفيت بالا به قيمت عادلانه و معقول تا از اين راه به راحتي زندگي و شادماني مردم در سراسر جهان ياري داده شود.

2.   انصاف و امانت: منصف بودن در همه داد و ستد‌هاي بازرگاني و رفتار شخصي و همواره به داوري‌هاي آزاد پرداختن و رها شدن از پيش پندارها.

3.   كار گروهي براي غايت همگاني: گردآوري تواناييها و قدرت اراده براي انجام دادن هدف‌هاي مشترك در فضاي اعتماد متقابل و رعايت كامل آزادي و استقلال فردي.

4.      كوشش خستگي ناپذير براي بهتر كاركردن.

5.      احترام و فروتني: احترام به حقوق ديگران، حفظ نظم اجتماعي.

6.   همسازي با قوانين طبيعي: پيروي از قوانين طبيعي و سازگار ساختن انديشه و عمل با اوضاع در حال تحول و دگرگوني، تا از اين راه در همه كوششها، پيشرفت و كاميابي تدريجي ولي پيوسته باشد.

7.      حق‌شناسي در برابر نعمت‌ها.

 ديدگاه فلسفي ماتسوشيتا

1.      انسان به طور ذاتي موجودي خوب و مسئول است.

2.      نژاد انسان براي رشد و پيشرفت، چه مادي و چه معنوي، ظرفيت بالايي از خود نشان داده است

3.      انسان قدرت گزينش دارد.

ما داراي ظرفيت بكار بردن منابع مادي و فكري براي رويارويي با دشواريهاي زندگي در جهان هستيم. حل موضوعات دشوار، بيش از هر چيز به ذهن و شوق يادگيري نياز داريم.
+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 14:54 |

چالش حقوق زنان، از عمده‌ترین عرصه‌‌های فكری مناقشه‌برانگیز در جهان امروز است.

به‌طوری كه اگر ادعا شود، هم‌اكنون هر نظریه مشتق از علوم انسانی باید موضع خود را نسبت به این چالش روشن سازد، چندان راه اغراق نرفته‌ایم. در چند دهه اخیر نیز جهان اسلام با این چالش مواجه شده و اندیشمندان مسلمان كوشیده‌اند تا قرائتی دینی از حقوق زنان به دست دهند. با این حال، این راه چندان هموار نشده و هنوز مباحثات دامنگیری در میان اندیشمندان مسلمان در این حوزه جاری است.مطلب حاضر می كوشد از نظرگاه اسلامی تأكید اسلام را در نقش آفرینی زنان  در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی بازكاوی كند.

بشر پیش از اسلام در مورد وضعیت اجتماعی زن دو نگاه داشت، برخی معتقد بودند كه زن در ساختار اجتماع انسانی دخیل نیست، بلكه از شرایط زندگی اوست؛ شرایطی كه بشر بی‌نیاز از آن نیست، مانند خانه و وسایل آن. بعضی دیگر زن را همانند اسیر، از پیروان گروه و جامعه غالب می‌دانستند، نه افراد تشكیل‌دهنده آن اجتماع، در این دیدگاه، قبض و بسط و تدبیر امور زن در دست مردان جامعه غالب است؛ به او رسیدگی می‌كند تا از نیروی كار او استفاده كند.

زن در این گونه جوامع از تمامی حقوق ممكن خود محروم بود، مگر به آن مقداری كه بهره‌مندی زن از آنها، به نفع مردان تمام شود؛ مردانی كه قیم و مولای زن به حساب می‌آمدند. در آن جوامع، اساس رفتار مردان با زنان عبارت بود از غلبه قوی بر ضعیف، به سخن دیگر، هرگونه رفتار با زنان بر اساس قریحه استخدام و بهره‌كشی مرد از زن بود.اما در جوامع اسلامی3 چهره از زن ترسیم و تصویر می‌شود:

1_ چهره زن سنتی است، (شریعتی،‌2536 ،ص90)، یعنی زنی كه به نام الگوی زن مسلمان معرفی می‌شود اما در واقع سنن و آداب قومی و ارتجاعی بر روح و فكر و اندیشه  او حكومت دارد و از اسلام واقعی در تربیت او و بهره‌مندی او از حقوق خود خبری نیست. این زن مجبور است در قالب‌های كهنه و قدیمی زندگی خود را سپری كند. آیین این زن برای زن بودن، مادر و همسر بودن، تلقینات گذشتگان است، نه اسلام.

2_ چهره زن متجدد و اروپایی مآب كه تازه شروع به رشد كرده است. قالب این زن را صاحبان سرمایه و تولید‌كنندگان لوازم آرایشی و زیبایی دنیای جدید ساخته و خبر آن را با استفاده از وسایل صوتی و تصویری تحریك‌كننده و شعارهای پرجذبه و كشش به جهان بی‌خبر صادر می‌كنند؛ آدم عاقل و مسلط بر نفس و شهوت می‌داند كه در پشت آن قوالب و ماسك‌های آزادی و عروسك‌های جدید و زیبا به اسم زن، چهره كریه و وحشتناك ضد معنویت و انسانیت و ضد استقلال معنوی و انسانی و ضد زن و حرمت انسانی پنهان است.

3_ چهره زن مسلمان، یعنی تربیت شده به آداب وآیین اسلام واقعی؛ این چهره به یك اندازه از هر دو چهره و سیمای پیشین بیگانه و دور است. اسلام نه زن سنتی، متحجر و محكوم به آداب و سنن قومی و اسیر در چنگال مرد را می‌پذیرد و نه زن متجدد و اسیر در دست كارخانه‌داران و صاحبان صنایع را به عنوان شیء و كالا و مصرف‌كننده و تبلیغ‌كننده. چهره حضرت فاطمه(س) معرف وبیانگر چهره و سیمای زن مسلمان است.

چهره حضرت فاطمه نه شبیه زن ناآگاه و متحجر قدیمی است و نه شبیه زن متجدد عروسك گونه در دست عیاشان و صاحبان هوس. منبع و مرجع ما در تقسیم‌بندی یاد شده و نفی دو چهره نخستین وپذیرش و اثبات چهره سومی، سنت پیامبر(ص) و قرآن منزل به اوست. از نظر اسلام ملاك برتری و ارزشگذاری ، رنگ، ملیت، مرد یا زن بودن نیست؛ هیچكدام از اینها باعث فضیلت نیست.

 اسلام معتقد است در پیدایش انسان، دو نفر انسان نروماده، به طور مساوی شركت و دخالت داشته و هیچ یك از این دو بردیگری برتری ندارد مگر به تقوا.اسلام در معرفی زن نمی‌گوید: «زنان تنها و تنها ظرف پیدایش انسان‌ها هستند» یا «فرزندان پسران ما، فرزندان خود ما هستند و اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردمان بیگانه‌اند»(طباطبایی، بی‌تا، ج2، ص406).از نظر اسلام عمل هر كس تعلق به خود او دارد و عوایدش هم متعلق به اوست، چه زن و چه مرد و هیچ عملی پیش خداوند ضایع نمی‌شود: «من عمل هیچ عامل را ضایع و بی‌نتیجه نمی‌كنم چه مرد و چه زن

(سوره آل عمران/159) و علاوه بر این آیات كه صریحا تساوی بین زن و مرد را در انسانیت و ارزش‌های انسانی اعلام می‌كند، آیات دیگری هست كه تحقیر زن و بی‌اعتنایی به او را به شدت نكوهش می‌كند(سوره نحل/59).اسلام كار خود را در محیطی آغاز كرد كه زن به عنوان یك انسان مطرح نبود و وجود او موجب سرافكندگی خاندانش در نزد اقوام مختلف جاهلیت به شمار می‌رفت. در چنین محیط فاسدی پیامبر(ص) دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهلیت نجات داد. به تعبیر امام خمینی(ره):«تاریخ اسلام گواه احترامات بی‌حد رسول(ص) به حضرت زهرا(س) است، تا نشان دهد كه زن، بزرگی ویژه‌ای در جامعه دارد كه اگر برتر از مرد نباشد، كمتر نیست

الگو از نظر اسلام

از دیدگاه اسلام زن خوب، همانند مرد خوب، نمونه جامعه اسلامی است و جامعه برین از اینها باید الگو بگیرد، نه اینكه زن خوب نمونه زنان و مرد خوب نمونه مردان است.«اگر انسانی وارسته شد الگوی دیگر انسان‌هاست. اگر مرد است الگوی مردم است نه مردان و اگر زن باشد باز الگوی مردم است نه زنان»(جوادی، 1375، ص153). قرآن كریم این مطلب را در سوره تحریم، آیات 110تا112 به صورت صریح، بیان كرده است و چهار زن را به عنوان دو نمونه خوب و دو نمونه  بد،ذكر می‌كند. امام‌خمینی(ره) درخصوص روز تولد حضرت زهرا(س) می‌گوید:«روز بزرگی است، یك زن به دنیا آمد كه مقابل همه مردان است.

یك زن به دنیا آمد كه نمونه انسان است، یك زن به دنیا آمد كه تمام هویت انسانی در او جلوه‌گر است.»در آغاز زندگی حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع) وقتی پیامبر (ص) از علی (ع) درباره فاطمه می‌پرسد، علی (ع)، این الگوی كامل تقوا، می‌فرماید:«او بهترین یاور در اطاعت از اوامر الهی است» (جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران، 1368، ص.(20 البته می‌دانیم كه تجلیل پیامبر(ص) و علی(ع) از حضرت زهرا (س) به دلیل كامل بودن او در انسانیت و كسب كمالات انسانی است، نه از این جهت كه دختر پیامبر و همسر علی است.كمال‌جویی حضرت زهرا(س) است كه او را محبوب پیامبر و علی می‌كند، نه، دختر پیامبر و همسر علی بودن. مگر نه، پیامبر(ص) دختران دیگر و علی(ع) هم همسران دیگر داشتند كه به آن مقام نرسیدند.

قرآن این كمال‌جویی را در مورد تمام زنان ارج نهاده به رسولش فرمان می‌دهد كه بیعت زنان طالب كمال و خواهان توحید و  یكتاپرستی را بپذیرد.اصولاً زنان با پذیرش مسئولیت انسان‌سازی و تربیت‌ فرزندان یكی از مراحل حساس تكامل بشریت را به عهده دارند. بی‌دلیل نیست كه اسلام برای ساختن جامعه‌ای نمونه، نخست به ساختن و تربیت زنان اقدام می‌كند و پیامبر اسلام(ص) زن صالحه را به عنوان یكی از گل‌های بهشت معرفی می‌كند.

 از دیگر شواهد تاریخی  نگاه برابر خواهانه اسلام به زن و مرد  از این قرار است:
1_ مخاطب دین اسلام انسان است، نه زن، نه مرد

2_ افراد انسانی با ایمان و پاكی توصیف و از هم متمایز می‌شوند، نه جایگاه اجتماعی و طبقاتی یا به جنسیت و ملیت و رنگ چهره ...

3_ ملاك و معیار برای تقدم و تأخر و احراز، یا عدم احراز مناصب علم تقوا و شایسته‌سالاری است.«...گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست»(سوره حجرات /13). در تاریخ می‌خوانیم كه حضرت خدیجه (س) در نزد پیامبر(ص) دارای شخصیت عظیمی بود و پیامبر در هر مناسبتی از او تجلیل می‌كرد و از خدمات او برای اسلام و بشریت سخن می‌راند. روزی عایشه برآشفت و گفت:«... او پیرزنی از پیرزنان بود، و خدا برتر از او را به تو ارزانی داشته است...» (بحر‌العلوم،1358،ص117). پیامبر(ص( در مقابل اعتراض عایشه فرمود:«نه؛ به خدا سوگند كه نیكوتر از او را به من نبخشیده است. او هنگام اوج كفر به من ایمان آورد. او هنگامی كه مردم مرا تكذیب می‌كردند، مرا تصدیق كرده و هنگامی كه در اثر محاصره جبهه كفر به تنگ آمدم، با اموال خود به یاری من شتافت...»(همان). ملاحظه می‌شود كه ملاك داوری پیامبر(ص) میان دو نفر زن، یعنی دو همسر خود، ایمان، معرفت و خدمت به بشریت و اسلام است، نه زیبایی‌های ظاهری و یا جنسیت و نظایر اینها.

4_ زن و مرد هر یك مسئول اعمال و كارهای خویشند:‌«زن و یا مرد سود و زیان كارش، عاید خودش می‌شود» (سوره بقره/286). پس همان‌طور كه مرد می‌تواند خودش در سرنوشت خویش تصمیم بگیرد و خودش مستقلاً عمل كند و نتیجه عمل خود را مالك شود، همچنین زن چنین حقی را دارد بدون هیچ تفاوت.

5_ اسلام میان زن و مرد از نظر تدبیر شئون اجتماع و دخالت اراده و عمل آن دو در این تدبیر و مدیریت نیز،  تساوی كامل برقرار كرده است. دلیل این تساوی هم این است كه زن تمام نیازها و حوایجی را دارد كه مرد داراست و لذا قرآن می‌فرماید:« شما زنان و مردان از جنس هم دیگرید» (سوره آل‌عمران /195).

6_ در اسلام زن و مرد یار و یاور و مكمل یكدیگرند و تكامل، هنگامی حاصل می‌شود كه این دو در تعامل صحیح و مجاز یكدیگر را كامل كنند؛ به فرموده قرآن:«هن لباس لكم و انتم لباس لهن» (سوره بقره /187).  بنا بر آنچه بیان شد، نگاه اسلام بر زن مبتنی بر انسانیت انسان است؛ و این همان نقطه ضعف گروههای مختلف فمینیستی است كه جنبه غالب در آنها بحث جنسیت است و به همین خاطر، نه تنها نتوانسته‌اند، مسائل پیش‌روی زن معاصر را حل‌وفصل نمایند، بلكه مشكلات و مسائل موجود در میان زن و مرد را بحرانی‌تر كرده‌اند.

دكتر صالح حسن زاده

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 20:10 |

شـايد بـراي شـما اتفاق افتاده باشد كه دوستتان را ديده باشيد كه پيراهني صورتي به تن كرده و توسط  اطرافيان مورد تحسـين، تـمجـيد و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نيز به تبـع او تصـميـم گرفتـيـد كـه پيراهني به همان رنگ تهيـه كـرده و بـر تن كنيد. اما بعد از اينكار مورد تمسخر و ريشخـنـد ديـگــران قــرارگرفته و همان نگاههاي پيشين نيز از شما برگردانـده شـد و در نتيجه آنها را از تن درآورده و لباسهاي مشكي، آبي و خاكستري قبلي خود را پوشيديد. اگر مي خواهيد بدانيد كه چرا آن پيراهن صورتي مناسب شمـا نبود و چرا اين به آن معنا نـيست كه ديـگر نـبايد لـباسهاي رنـگي بپوشيد، به ادامـه مقاله توجه كنيد. رنـگ پوست شـما چه تيره باشد،چه روشن وچه درميان اين دو،ميتوانيد رنگي مناسب براي لباس خود انتخاب نماييد.

 

پوستهاي تيره

افراد تيره پوست معمولا داراي چشمان و موهاي مشكي يا قهوهاي تيره مي باشند كه در اين صورت بايد لباسي را انتخاب كرد كه با رنگـهاي تـيره مـغايرت داشـتـه بـاشـد. اين مغايرت چهره را از يكنواختي بيرون آورده و باعث جذابيت بيشتر مي گردد.

رنگهاي مناسب براي اين گروه

·         صورتي

·         سفيد

·         خاكي

·         آبي ملايم

·         طوسي روشن

رنگهاي نا مناسب اين گروه

·         مشكي

·         قهوه اي تيره

·         فيروزه اي

·         سبز يشمي

·         قرمز تيره

اگر جزء اين دسته افراد هستيد از پوشيدن لباس با رنگهاي گرم و تيره خودداري كنيد. از آنجايي كه رنگ مشكي و آبي تيره مــعـمولا" به عنوان لبـاس رسمي كار در نظر گرفـتـه شده و نميتوان بطور كامل آن را كنار گذاشت، لذا سعي كنيد بكارگيري آنها را به حداقل رسانده و فقط در صورت لزوم از آنها استفاده نماييد.

 

پوستهاي معمولي ( نه تيره نه روشن )

افرادي كه داراي چنين رنگ پوستي هستند ميتوانند تقريبا" از هر رنگ لباس استفاده كنند. از آنجاييكه هر دو رنگ روشن و تيره  ميتواند با اينگونه رنگ پوست مغايرت داشته باشد، بنابراين از هردو رنگ مي توان استفاده نمود و لي بهتراست پيراهن را هماهنگ با رنگ چشم انتخاب كرد.

رنگهاي مناسب اين گروه

·         بژ

·         آبي

·         سورمه اي

·         گندمي

·         مشكي

·         صورتي

رنگهاي نامناسب اين گروه

·         مغز پسته اي

·         بنفش

·         قهوه اي تيره

·         قرمز

 تنها رنگهايي كه در اين گروه اصلا" نبايد بكاربرد، رنگهاي نزديك به رنگ پوست است. براي مثال اگر رنگ پوست شما زيتوني است، از پوشيدن لباسهاي زيتوني يا قهوه اي خودداري كنيد.

 

پوستهاي روشن

اين گونه افراد معمولا" موهايي بلوند و روشن داشته و رنگ چشم آنها سبز، آبي، طوسي يا قهوه اي روشن است. رنگي مناسب اين گروه است كه با رنگ پوست تضاد داشته باشد.

رنگهاي مناسب اين گروه

·         آبي ملايم

·         قهوه اي

·         بژ

·         آبي سير

·         رنگي غير از سفيد

رنگهاي نا مناسب اين گروه

·         قرمز

·         صورتي

·         نارنجي

·         زرد

·         ارغواني

در اين گروه بطور كلي بايد از رنگهاي خشن و روشن استفاده نمود تا تضاد كافي با رنگ پوست بوجود آيد. بكارگيري رنگهاي گرم به هيچ عنوان پيشنهاد نمي شود.

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 18:0 |

فکر کنم کمتر کسی باشه که تا حالا آیس پک نخورده باشه!!!!!

امروزمیخوام مخترع آیس پک رو بهتون معرفی کنم.

در زیر مصاحبه ای از بابک بختیاری رو میتونید بخونید:

از دوران نوجواني علاقه زيادي به كسب درآمد فراوان داشتم به طوري كه دور از چشم خانواده رو‌به‌روي مدرسه محله بساط پهن مي‌كردم و كيك و نوشابه مي‌فروختم. مخالفت خانواده به آنجا رسيد كه يك روز هنگام كار، با ديدن خانواده، فرار را بر قرار ترجيح دادم. در سال 1357 دوران دبيرستان را در مدرسه موسي‌بن‌جعفرتهران به پايان رساندم. همان سال در رشته عمران وارد دانشگاه شدم، اما بعدها به دليل مشغله فراوان پس از اتمام 110 واحد درسي ترك تحصيل كردم و مدرك فوق‌ديپلم گرفتم.
داستان كسب‌وكار من از آنجا شروع شد كه در اوايل سال 1376 با كمك خانواده يك دستگاه پيكان به مبلغ دوميليون تومان خريدم و يك روز در ميان با يكي از دوستانم با آن كار مي‌كردم.
پس از مدتي به دليل علاقه زياد به فروش مواد غذايي با فروش پيكان و همكاري شوهرخاله‌ام و مقداري قرض، كنج‌برگر را در پاساژ گلستان راه انداختم. اما به دليل مشكلات مالي فراوان بعد از يك سال، با بدهي دوميليون توماني مجبور به كنار گذاشتن اين كار شدم. لذا به فكر راه‌اندازي كسب و كاري با هزينه كمتر افتادم.
از آنجا كه از دوران دبيرستان علاقه زيادي به خوردن ساندويچ داشتم و مي‌دانستم بچه‌ها نيز از خوردن ساندويچ در مدرسه لذت مي‌برند.
پس از مذاكره با مديران سه مدرسه توانستم بوفه‌اي را براي مدت يك سال تحصيلي اجاره كنم و با سرمايه بسيار اندك، سه يخچال دست دوم و كهنه و با مبلغ صدوپنجاه هزار تومان، بوفه اين مدرسه‌ها را راه‌اندازي كردم. اين كار درآمد خوبي داشت. در تابستان به دليل تعطيلي مدارس به دنبال كار ديگري بودم.
يك روز پدرم به دليل تعويض لوازم اداري محل كار خود از من خواست تا لوازم فرسوده را بفروشم، من هم در مدت كوتاهي با قيمت مناسب موفق به فروش آنها شدم. وقتي ديدم درآمد خوبي از اين راه مي‌شود به دست آورد به خريد و فروش لوازم دست دوم روي آوردم به طوري كه از طريق آگهي‌هاي روزنامه لوازم دست دوم خريداري كرده و در طبقه دوم خانه رنگ مي‌كردم و پس از آن وارد بازار مي‌كردم.
با شروع اين كار، بوفه مدارس را تعطيل كردم و طرح ساخت ميز تحرير را با پدرم در ميان گذاشتن و با تكيه بر تجربه‌هاي پيشين در زمينه فروش ميز تحرير پيشرفت زيادي را در اين كار پشت سر نهادم.
تا آنجا كه مركز ميزهاي كامپيوتر رادر خيابان وليعصر با همكاري يك شريك راه انداختم در ظرف مدت كوتاهي 2 شعب از مركز ميزهاي كامپيوتري را ايجاد كردم اما به دليل بي‌تجربگي و عجله داشتن براي پيشرفت در اثر سهل‌انگاري در برخورد با شريكم دچار مشكل شده و ورشكست شدم.
از آنجا بود كه تنها راه پرداختن ديون خود را در پرورش يك فكر خلاقانه و كسب و كاري جديد ديدم كه ايده «سوپر خونه سرويس» به ذهنم خطور كرد كه مواد غذايي را به شهروندان مي‌رساند.
اينجا بود كه تصميم گرفتم براي جلب نظر توليد كنندگان محصولات مختلف براي پخش محصولات آنها به درب منازل در روزنامه آگهي بدهم.
به دليل نداشتن زمان كافي براي پرداختن بدهي‌ها اين كار را رها كردم و به فكر راه انداختن كاري ديگر افتادم هميشه با خودم مي گفتم كاري مي‌تواند موفق شود كه ايده‌اي نو در برداشته باشد.
از دوران كودكي بستني‌ها را با هم زدن رقيق مي كردم و با موز يا اسمارتيز هم مي‌زدم و مي‌خوردم خيلي از اين كار لذت مي‌بردم.
تصميم گرفتم اين كار را در مقياس بزرگ عملي كنم. با تكيه بر تجارب كار قبلي كه محصولات مختلف براي توزيع به من پيشنهاد مي‌شد به اين فكر افتادم كه يك بستني متفاوت براي مردم عرضه كنم.
فكر متفاوت بودن از ذهنم بيرون نمي‌رفت. تصميم گرفتم بستني بسازم رقيق‌تر، حاوي ميوه كه با بسته‌بندي كردن آن از طريق ني‌ بشود آن را نوشيد.
پس از شكل‌گيري اين ايده در ذهنم نمونه‌هاي اوليه آن را آماده كردم و براي امتحان به اعضاي فاميل و آشنايان دادم.
ايده با استقبال خوبي روبه‌رو شد. تصميم گرفتم ايده خود را عملي كنم. پس از جست‌وجوي فراوان توانستم دستگاه بسته‌بندي كننده ليوان و ني مخصوص كه بتواند بستني در آن جريان يابد را يافته و آماده راه‌اندازي اولين شعبه آيس پك شدم.
از همان روز نخست چشم‌انداز جهاني شدن محصول را در ذهنم مي‌پروراندم به همين منظور روي تابلوي اولين مغازه خود نوشتم آيس پك شعبه مركزي و بعد از سنجش توان بالقوه بازار در مكان‌هاي ديگر شعبات دوم و سوم و ... را راه‌اندازي كردم تا آنجا كه هم‌اكنون بالغ بر 120 شعبه در ايران و 10 شعبه در كويت، مالزي، دبي و هند در حال فعاليت مي‌باشد.
در حال حاضر 1200 نفر به طور مستقيم در شعبات آيس پك مشغول فعاليت هستند و حدود 5000 نفر نيز مشغول فعاليت‌هاي ستادي، تامين مواد اوليه و توزيع آن مي‌باشد.
آقاي بختياري مدير دبيرستان موسي ابن‌جعفر (ع) تهران و آقاي تجردي را تاثيرگذار در پيشرفت خود مي‌داند.
تشكيل گروه آموزشي براي آموزش فروشندگان و پرسنل آيس پك از ديگر كارهاي مهمي است كه در اين شركت صورت مي‌پذيرد.
آقاي بختياري حفظ حقوق مالكيت معنوي براي نام تجاري و محصول خود را مهم‌ترين مشكل و چالش پيش روي فعاليت‌هاي شركت مي‌داند.
ايشان اميدوار است به واسطه محصول جهاني خود توانايي‌هاي ايران و ايراني را به همه جهانيان اثبات كند

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 17:15 |

بوی بهشت زمین را فرا گرفت و عالم و خاك بر ملکوت طنازی کرد . آسمان ماه را به زیر ابر برد و غنچه از خجلت ، شکفتن را فراموش کرد.نوری از عالم بالا ، گلی از عالم معنا و حوریه ای از فردوس رحمن ، هدیه ی الهی بود بر رسول امی .
میلاد با سعادت نازدانه آل کسا ، چشمه سار نجابت، خلاصه ملک و ملکوت و عصاره رتبه جبروت ، عطای خداوند سبحان ، کوثر قرآن ، قصیده پاکی ها ، غزل خوبی ها ، مثنوی عرفان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر تمامی محبان ، شیفتگان و رهپویان طریقش ، بر زنان پاك دامن ، مادران عزيز و مردان با غیرت مبارك باد

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 9:58 |

شاید شما از آن دسته از افرادی باشید که هر بار که به عطر فروشی میروید باید وقتی طولانی صرف بو کردن عطرهای مختلف کنید و نهایتا هم هر دفعه عطر خود را عوض میکنید بلکه چیز خوشبوتری پیدا کنید. داشتن عطر منحصر به فردی که همه با بو کردن آن یاد شما بیفتند همانند امضای شما میماند.

با کمک تست زیر میتوانید عطر مخصوص به خود را کشف کنید:

1) هنگامی که شب دیر وقت بعد از کار به خانه می آیید اولین کاری که انجام میدهید چیست؟

الف- بچه ها رو میخوابانید.

ب- تند تند غذایی را آماده میکنید که از مابقی آن هم برای فردا کنار میگذارید.

ج- تلویزیون تماشا میکنید و همزمان مشغول خوردن تنقلات میشوید.

د- روزنامه دیروز رو میخونید و یک لیوان چای مینوشید.

ه- آرایشتون رو پاک میکنید و با یک لیوان مشروب روی کاناپه ولو میشید.

۲) مدل تمیز کردن شما چطوریه؟

الف- اتاقها حد اقل هفته ای یک بار تمیز میشوند چون شما یک نفر را در هفته می آورید که این کارها را انجام دهد.

ب- تمیزی خونه شما در حد قابل قبولی است. البته بعد از اینکه کل ۲۴ ساعت تعطیلی هفته را پای تمیز کاری صرف میکنید.

ج- خونه شما یه جورایی نا مرتبه! اما شما اعتقاد دارید که این مدل هم یه جورایی خاصه.

د- وقتی کتابی را از قفسه کتاب در میارید گرد و خاک کتابخانه معلوم میشود!

ه- شما هر از گاهی به مناسبتهای خاص تمیزکاری میکنید.

۳) به سفر میروید. احتمال آوردن کدامیک از موارد زیر بیشتر است؟ 

الف- خوراکیها و تنقلات برای دوستان و فامیل

ب- یک مجسمه برای تکمیل شدن فضای هنری منزلتان

ج- هیچی. چون شما همه پولتان را صرف غذاهای خوشمره و تفریحات دیگر کرده اید.

د-  چیزی که به عنوان یادگاری بومی آن منطقه برایتان بماند

ه-  هیچ چیز و همه چیز- اصولا شما در هر سفر مجبور میشوید که یک چمدان اضافه برای بار کردن وسایلی که خریدید تهیه کنید.

۴)  به استعداد پرورش گل و گیاه خود چه امتیازی میدهید؟

الف- عالی. فقط در صورتیکه حیوانات خانگیتان به گیاهان آسیب نرسانند آنها رشد طبیعی خود را به نحو احسن خواهند داشت.

ب- خیلی خوب - همه گلفروشیها به گیاهانی مربوط به نواحی گرم و خشک شما با حسرت نگاه میکنند!!

ج- فقط قابلیت زنده نگه داشتن کاکتوسها را دارید!!

د- گیاهان به طرز عجیبی رشد میکنند حتی اگر شما فراموش کرده باشید که به آنها آب بدهید!

ه- ترجیح شما به گلهای تازه است. مخصوصا اگر آنها را از باغچه خودتان چیده باشید!

 ۵ ) تکنیک آشپزی شما چیست؟

الف- دستورهای غذایی امتحان شده و درست که اصولا از مادران به ارث میبریم!

ب-  شما دوست دارید که چیزهای جدید را کشف کنید و حتی غذای روی مجله آشپزی را هم امتحان میکنید.

ج- اصولا ترجیح شما غذاهای آماده بیرون هستند.

د- غذاهایی را ترجیح میدهید که آماده کردنشان زمان بیشتری میبرد اما به هر حال ارزشش را دارد.

ه- مطمئنید که بالاخره از مواد موجود در فریزر میتوانید یه غذایی اختراع کنید.

۶)  بهترین حالی که در تعطیلات آخر هفته به خود میدهید کدام یک میتواند باشد؟؟

الف- رفتن به موزه

ب- مطالعه یک کتاب خوب و سپس فیلم دیدن

ج-صرف صبحانه در یک رستوران نامی خوب (مثل اردک آبی)

د- دور زدن در خیابان /جاده ها

ه- صبحانه در رختخواب

۷)  گل مورد علاقه شما کدامیک است؟

الف- ژربرا

ب - ارکیده

ج- تاج خروس

د- لیلیوم

ه- رز

 ۸ )  کدامیک تعریف بهتری از تیپ شماست؟

الف- لباسهایی که باهاش راحت باشید

ب- کلاسیک

ج- لباسهای مد روز که نگاه هر کسی را جلب میکند

د- اسپرت  - با جین و تی شرت زندگی میکنید

ه- ترکیبی از لباسهای منحصر به فرد

۹)  بوی مورد علاقه شما چیست؟

الف- بوی ملایم گلها / میوه ها

ب- گیاهان کلاسیک

ج-  گلهای تند

د- موارد خیلی خاص (مثل بوی مواد لباسشویی که بعضیها دوست دارن و بعضیها از آن متنفرند)

ه- خوراکیها (مثل شکلات) و کلا بوهای شیرین

 ۱۰ ) هر چند وقت یکبار عطر میزنید؟

الف- فقط در مراسمها و میهمانیها

ب- عادت شده که هر بار بعد از حمام کردن عطر بزنید

ج- هر وقت که روی مودش باشید

د- هر چند وقت یکبار که یادتان می آید عطری در کمد دارید.

ه- همیشه!

 نتیجه:

اگر بیشتر جوابهای شما "الف" است:

کلاسیک هستید. شما تمایل به عطرهایی دارید که بسیار با دوام است. کلکسیون عطرهای شما شامل یک یا دو عطر شیک است که لزوما خیلی معروف هم ممکن است نباشند. عطرهای زیر را امتحان کنید:

• L-Occitane White Tea

Cartier Eau de Cartier

Carolina Herrera 212

به همسرتان هم میتوانید Alessandro Dell'Acqua Man Eau de Toilette را پیشنهاد کنید.

اگر بیشتر جوابهای شما "ب" است:

فرد پیچیده ای هستید. دوست دارید از عطرهای فریبنده و مسحور کننده استفاده کنید. شما مطمئنا از قدرت "عطرها" در جذب افراد آگاه هستید. عطرهای زیر را امتحان کنید:

• DKNY Delicious Night

• Covet Sarah Jessica Parker

• Emporio Armani Diamonds

به همسرتان  Kenneth Cole Signature Eau de Toilette را پیشنهاد کنید.

اگر بیشتر جوابهای شما "ج" است:

فرد خلاقی هستید. از عطرها لذت میبرید اما همیشه جذب جدیدترینها میشوید. نوع شیشه عطر و بسته بندی آن در انتخاب شما مهم است چون احتمالا آن را در جلوی آیینه قرار میدهید. اگر دنبال عطر جدیدی هستید موارد زیر را امتحان کنید:

• YSL Young Sexy Lovely

• Betsy Johnson

• Diesel Fuel For Life Pour Femme

به همسرتان Boss Soul Eau de Toilette را پیشنهاد دهید.

اگر بیشتر جوابهای شما "د" است:

فرد قابل اعتمادی هستید. تمایل شما بیشتر روی عطرهای ملایم است(به نوعی که شاید خیلی وقتها قابل تشخیص نباشد که عطری زده اید یا نه). بوی چمن٬ آب و میوه های تازه را دوست دارید.. آیتم های زیر را بد نیست امتحان کنید:

• Fresh Bergamot Citrus

• L.A.M.B.. Fragrance By Gwen Stefani

Issey Miyake L'Eau d'Issey

به همسرتان عطر Lacoste Essential Eau de Toilette را پیشنهاد کنید.

اگر بیشتر جوابهای شما "ه" است:

فرد رمانتیکی هستید. عاشق عطر هستید و برای هر مناسبتی عطر خاصی دارید.

• Revlon Flair

• M Mariah Carey

Daisy Marc Jacobs

برای همسرتان عطر Armani Black Code Eau de Toilette را پیشنهاد میکنیم.

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 13:31 |

در کتب آسماني مي خوانيم که ترس از غير خدا امري غير منطقي است و اولين کلماتي که به زبان مي آيد اين است: "فقط از خدا بخاطر عذابش در برابر اعمال ناشايست خود بترسيد." اجازه بدهيد در اين فصل اين کلمات را به ياد بياوريم و به بررسي نقش ترس در زندگي بپردازيم.

يادم مي آيد وقتي بچه بودم يک روز وقتي داشتم دوچرخه ام را مي شستم، آب شلنگ حياط قطع شد. من با ترس به شلنگ نگاه کردم و متعجب بودم که چرا آب آن قطع شده است. وقتي شلنگ را به سمت صورتم گرفته بودن تا دقيقتر بررسي کنم که چرا جريان آب قطع شده، ناگهان آب فوران کرد و خيسم کرد. آن موقع بود که صداي خنده دو نفر از دوستانم را شنيدم که از اذيت کردن من سرگرم شده بودند. بعد از گذشت چند دقيقه اعتراف کردند که چطور با بستن شير آب از جريان آن جلوگيري کرده اند. من هم ياد گرفتم که چطور در آينده برادر کوچکترم را به همان شيوه اذيت کنم.

اين مثال خوبي است که نشان مي دهد که ترس با قدرت خدا براي فايده رسيدن به ما چه مي کند. ترس نيروي اهريمني است که جريان کمک رساني خداوند را قطع ميکند. وقتي مي ترسيم، جريان معنوي در ما قطع شده و احساس ناراحتي مي کنيم. ترس از فقدان، ترس از موفقيت، ترس از ثروت، ترس از ورشکستگي مالي، همه حالت هايي از ذهن هستند که اضطراب و استرس ناسالمي در ما ايجاد مي کند. قانون مغناطيس چيزهايي را که از آنها مي ترسيم به سمت ما مي کشاند. اضطراب ناشي از آن، ترسي که در ذهن ما رشد مي کند را تقويت کرده تا زمانيکه در عالم فيزيکي جلوه کند. وقتي به ماندگار شدن در اين ترس ادامه مي دهيم، قانون علت و معلولي، وضعيتي که از آن وحشت داشتيم را به وقوع مي رساند. اما چه چيز باعث ايجاد ترس در ما ميشود و چطور مي توانيم آن را متوقف کنيم؟

اول بايد بفهميم که هيچ ترسي در خدا وجود ندارد. خدا به همه چيز واقف است، در نتيجه ترس در ذهن عموم غير ممکن است. اگر ما از تصوير خدا ساخته شده باشيم، آنگاه ترس ما چيزي نيست که خدا آن را به وجود آورده باشد، چيزي اکتسابي و قابل يادگيري است، در نتيجه قابل تغيير است.

دوم اينکه، يک نوع خاص از ترس براي زندگي طبيعي است. اين جمله پاراگراف بالا را نقض نمي کند. اين ترس غريزي است و ما را از خطر حفظ مي کند، مثل ترس از قرار دادن دستمان در آتش. ترسي که در اين مقاله مورد نظر ماست، ترسي اکتسابي است و بر رويکرد ما درمورد پول، کار، روابط و از اين قبيل که در ذهن خودآگاه ما وجود دارد، تاثير مي گذارد. ما بايد بتوانيم اين دو نوع ترس را از هم تشخيص دهيم. يکي از اين ترس ها، غريزي است که براي زندگي ما مفيد و لازم است، و ديگري ترس اکتسابي است که براي رشد و تکامل ما مضر و زيان بخش است. با يکي ديگر از تجربيات گذشته ام، برايتان مثال مي زنم.

وقتي بچه بودم هيچ تصوري از ترس هاي مالي و اقتصادي نداشتم. اما برعکس پدرم طي دوران مشکلات اقتصادي بزرگ شده بود. تجربه او از فقدان هاي مالي باعث شده بود هميشه ترس داشته باشد که به اندازه کافي پول نداشته باشد. و مطمئناً هيچ وقت هم بيشتر از يک حقوق ماهيانه ناچيز بيشتر نداشت. من هم با توجه به گفته هاي هميشگي "ما استطاعت خريد فلان چيز را نداريم" يا "نيازي به داشتن فلان چيز نداريم" يا "پول که علف خرس نيست،" ترس مالي را ياد گرفتم و ساليان سال با من بود تا اينکه ورشکست شدم.

وقتي پدر و مادر يکي از بهترين دوستانم از هم طلاق گرفتند، اين ترس در من به وجود آمد که نکند پدر و مادر من هم از هم جدا شوند. و نتيجه اين شد که آنها هم از هم طلاق گرفتند. آنوقت اين ترس در من ريشه دواند که مبادا وقتي ازدواج کردم طلاق بگيرم و آشکار است که خودم هم طلاق گرفتم.

پس وقتي اين نوع ترس ها را ياد گرفتيم، چطور مي توانيم آنها را تغيير دهيم؟ من عقيده دارم وقتي بدانيم چه ترس هايي داريم و اين ترس ها از کجا ريشه مي گيرند، آنوقت مي توانيم از وقوع آنها جلوگيري کرده و خود را از شر آنها خلاص کنيم. اگر هيچ ترسي در خدا نباشد، پيشنهاد من اين است که از آنجا شروع کنيم.

خدا روح است”قادر مطلق، عالم مطلق و حاضر مطلق در خودآگاه. در خودآگاه خدا هيچ ترسي وجود ندارد. حاضر مطلق يعني خدا هميشه و همه جا در هر لحظه وجود دارد. پس چرا بايد بترسيم؟ آيا به خاطر اين نيست که خود را از حضور آگاه خداوند جدا کرده ايم؟ اگر کاملاً در زمان حال نباشيم، بخشي يا همه وجود من ممکن است در گذشته يا آينده باشد. وقتي درمورد آينده و حوادث احتمالي که ممکن است در آن پيش آيد فکر ميکنم، احساس ترس مي کنم. وقتي خودم را کاملاً به دنياي حال مي آورم، ترس هايم فروکش مي کند. مي بينيد، همين الان، در همين لحظه، خوبم. وقتي شروع به "چه مي شود" "چه مي شود" ها مي کنم است که ترسم شروع مي شود.

اين باور من است که وقتي ترسي در خدا نباشد، ترس وضعيتي غيرطبيعي و درنتيجه يک "گناه" خواهد بود. (تعريف من از گناه هر کاري است که شما را از حضور خداوند دور کند). ترس، عصبانيت، قضاوت، نفرت يا دشمني حالاتي از ذهن انسان هستند نه ذهن الهي. اينها افکاري اکتسابي هستند درنتيجه مي توانيم آنها را در مغزمان اصلاح کنيم.

بعنوان يک حالت ذهني اکتسابي، ترس با جدا شدن ذهن انسان از ذهن خداوند ناشي مي شود. براي اصلاح اين وضعيت فرد بايد ذهن خود را با خودآگاه ذهن خداوند در يک رديف قرار دهد. از آنجا که ترس از ذهن نشات مي گيرد، در همانجا هم مي توان آنرا اصلاح کرد. در زير به چند توصيه عملي براي اصلاح اينگونه افکار عنوان مي کنيم.

1. فکر مبني بر ترستان را که نيازمند اصلاح و درمان است شناخته و تشخيص دهيد.

2. بايد بدانيد که اين وضعيت ترس آور زياني به رشد فکريتان نمي رساند. اين وضعيت ها تاثيرات شکل هاي مختلف افکار هستند. يک فکر مبني بر ترس جايي است که نياز به اصلاح و درمان در آن ديده مي شود. اين وضعيت مي تواند سرانجام به نفع من کار کند، گرچه ممکن است به نظر زيان آور و مضر برسد. براي مثال: بااينکه موقعيت درماندگي و ورشکستگي مالي به فرد ياد مي دهد چطور با پول کمتر زندگي خود را بگذراند، ترس از ناامني مالي را مي توان با درمان، اصلاح کرد.

3. ترس را در آغوش بگيريد و بگوييد، "حضور خداوند در من بيشتر از حضور ترس در من است."

4. افکار و ذهن خودآگاه خود را کاملاً به زمان حال بياوريد. بدانيد که در اين لحظه همه چيز خوب است و هيچ کمبودي نداريد. يادتان باشد، "خداوند هميشه و همه جا با شماست."

طور ديگري هم مي توان به آن نگاه کرد: هروقت با موقعيتي برخورد مي کنيد، تصور کنيد 360 نتيجه ممکن براي آن وجود دارد. نتيجه اي که ممکن است در ذهنتان تجسم کنيد فقط يکي از اين 360 نتيجه ممکن است و 359 نتيجه ديگر باقي مانده است. خداوند عالم مطلق است. اين يعني احتمالات و امکانات بي نهايت هستند. احتمالات نامحدود بسيار بيشتر از 360 احتمال است. اگر انرژيمان را فقط روي يک احتمال مبني بر ترس متمرکز کنيم، يعني احتمالات ديگري را که خداوند مي تواند براي ما فراهم کند را ناديده گرفته ايم. با اين طرز تفکر محدود، بديهي است که از آينده خود خواهيم ترسيد.

با به خط کردن افکارمان با افکار خداوند، ترس در ما از بين مي رود. ما اينکار را انجام مي دهيم چون کاملاً حاضر هستيم و از حضور خداوند آگاهيم. ما بايد ترس هايمان را بشناسيم، آنها را اصلاح و درمان کنيم، و آنها را با باورهايي نيرومند جايگزين کنيم و اجازه بدهيم که ايمان رساننده نعمت ها و موهبات بي پايان خداوند براي ما باشد.

 با تشکر از دوست عزيز - م حسيني پور

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 14:46 |

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 دست همه حاضرین بالا رفت.

 سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

 این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟

و باز دست همه بالا رفت.

سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

 و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:35 |

برای خوشحال كردن یك زن ...

یك مرد فقط نیاز دارد كه این موارد باشد :

 1. یك دوست  2. یك همدم  3. یك عاشق  4. یك برادر  5. یك پدر  6. یك استاد  7. یك سرآشپز  8. یك الكتریسین  9. یك نجار  10. یك لوله كش  11. یك مكانیك  12. یك متخصص چیدمان داخلی منزل  13. یك متخصص مد  14. یك متخصص علوم جنسی  15. یك متخصص بیماری های زنان  16. یك روانشناس  17. یك دافع آفات  18. یك روانپزشك  19. یك شفا دهنده  20. یك شنونده خوب  21. یك سازمان دهنده  22. یك پدر خوب  23. خیلی تمیز  24. دلسوز  25. ورزشكار  26. گرم  27. مواظب

 28. شجاع  29. باهوش  30. بانمك  31. خلاق  32. مهربان  33. قوی  34. فهمیده  35. بردبار  36. محتاط  37. بلند همت  38. با استعداد  39. پر جرأت  40. مصمم  41. صادق  42. قابل اعتماد  43. پر حرارت

 بدون فراموش كردن:

44. تعریف كردن مرتب از او  45. عشق ورزیدن به خرید  46. درستكار بودن  47. بسیار پولدار بودن  48. تنش ایجاد نكردن برای او  49. نگاه نكردن به بقیه دختران

 و در همان حال، شما باید :

50. توجه زیادی به او بكنید، و انتظار كمتری برای خود داشته باشید  51. زمان زیادی به او بدهید، مخصوصاً زمان برای خودش   52. اجازه رفتن به مكانهای زیادی را به او بدهید، هیچگاه نگران نباشید او كجا می رود .

 بسیار مهم است :

 53. هیچگاه فراموش نكنید : * سالروز تولد * سالروز ازدواج * قرارهایی كه او می گذارد

 چگونه یك مرد را خوشحال كنیم :

 1. تنهاش بذارید !

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 10:7 |

مطلبی که تحت عنوان روانشناسی مرگ مطالعه می فرمائید مربوط به نحوه بر خورد ما با داغ عزیزانمان است.

هر از چند گاهی خبر فوت یكی از بستگان ، دوستان و نزدیكانمان خواب غفلت را از سرمان می پراند. و اگر آن عزیز از دست رفته یكی از افراد خانواده ما باشد به ویژه همسر، می تواند ، شوك شدیدی نیز بر ما وارد كند.

در حوزه روانشناسی ، فشارهای روانی و مشكلات به دسته های مختلف تقسیم می شوند كه در بعضی مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری ، می تواند آنها را حل كرده یا تغییر دهد و بعضی مسائل نیز هست كه صرفاً باید آنها را تحمل كرد.

اما  مرگ از مقوله دوم است. یعنی ما نمی توانیم آن را حذف كنیم. بهتر است بگوئیم كه سهم هر كس از مرگ عادلانه بوده و سهم هیچ كس ضایع نمی شود. خیلی چیزها، و اتفاقات، ممكن است كه نصیب ما نشود ، ولی آسوده خاطر باید بود كه حتی اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانیم به مرگ فكر كنیم یا برای آن برنامه ریزی كنیم ، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر حی قیوم محفوظ است. پس می توان گفت كه مرگ حتمی است و چون به « وجود» ما مربوط می شود ، اساسی و بیشتر اوقات تنش زاست.

با مسئله مرگ خود و عزیزانمان چگونه كنار بیاییم؟!

1 – به جای اینكه همواره از اساسی ترین مسئله زندگیمان فرار كنیم ، یا خود را به فراموشی بزنیم یا خود را به چیز دیگری سرگرم كنیم. بهتر آن است كه در طول زندگی حداقل یكبار صمیمانه با آن روبرو شویم و تكلیف خود را با آن روشن سازیم. اگر از نظر محتوایی به مرگ نمی اندیشیم ، و برای زندگی برنامه نمی ریزیم ، حداقل در مورد چگونگی برخورد خودمان و بستگانمان  با مرگ برنامه ریزی كنیم.

2 -  در آموزه های دینی درمورد نوشتن وصیت نامه ، یاد مرگ ، گذر به قبرستان و .... بارها شنیده ایم. حالا بیائیم با همسر و فرزندان، برادر و خواهر و والدین خود برنامه مرگ خود و سایر افراد خانواده را مرور كنیم. باید مطمئن باشیم كه می توانیم در این خصوص، برنامه بریزیم ، چون فقط و فقط یك مجهول داریم و ما بقی مسائل معلوم و آشكار است. و آن مجهول نیز نوبت مرگ ما در رابطه با دیگر عزیزانمان هست. ( كه البته زیاد هم مهم نیست) . مهم این است كه مسئله مرگ قوی و واضح وجود دارد و آماده برنامه ریزی هست.

3 – از آنجا كه اغلب اوقات به هنگام پیشامد مرگ عزیزان، به علت هیجانات شدید ، و تالمات روحی تصمیم گیری مشكل است ، گنجاندن بعضی موارد در برنامه ریزی مرگ  خود یا عزیزانمان ضروری است.

الف) چون معمولا مرگ از ما اجازه حضور نمی گیرد تا به مانند عروسی ، تدارك ببینم . لذا بهتر است مبلغی برای چنین مراسمی در نظر بگیریم.

ب)  تكلیف بدهی ، دفتر چه های قسط ، سرمایه گذاریها، دیون ، اموال منقول و غیر منقول را روشن سازیم و به جای بازماندگان خودمان برای خودمان حلالیت های لازم را بطلبیم.

ج ) كیفیت مراسم ها ، خیرات ها ، نوع سخنرانی ، مداح ها ، مسائل مربوط به تهیه قبر و ... را مشخص كنیم. بهتر است متنی كه حاصل تجربه ما در زندگی هست را تهیه كنیم تا سخنران از زبان ما برای مستمعین قرائت كند.( به عنوان قسمتی از وصیت نامه)

د ) نحوه اطلاع رسانی به دوستان را در برنامه بگنجانیم ، اگر خودمان سلیقه خوبی داریم می توانیم حداقل در مورد خودمان اعلامیه ترحیم تهیه و جای تاریخ آن را خالی بگذاریم(‌ بهتر است از جملاتی مانند « مرگ زود هنگام » ، « مرگ نا بهنگام» و یا « مرگ ناگهانی» در اعلامیه ترحیم استفاده نكنیم، چون ممكن است امر بر ما مشتبه شود و فكر كنیم كه مرگ زمان خاصی دارد.)

هـ ) از آنجا كه به هنگام داغ عزیزانمان ، برون ریزی هیجانات و غمها اجتناب ناپذیر است، در مورد كیفیت گریه كردن و یا  نحوه سرو صدا كردن و بی تابی ، از هم اكنون ،فكری كنیم.  

5 – خیلی خود را موظف به گفتن یك امر محال نكنیم. مثلاً به هنگام صحبت در مورد مرگ، بسیار شنیده می شود كه از جمله « خدا نكنه» استفاده می شود. البته افراد منطقی تر این جمله را عقلانی تر می گویند . بدین صورت:« بعد از صد سال یا دویست سال ...» یا اینكه « اگر یك روزی مرگ فرا رسید» . كه این هم اگرچه از جمله« خدا نكنه » بهتر است، ‌ولی بازهم هیچ كس حتی خدا یك چنین قولی را مبنی بر زندگی طولانی به ما نداده است. لذا بهتر است از ادبیات روان تری در رابطه با مرگ استفاده كنیم.

شاید با خواندن متن بالا تا اینجا كمی تعجب كنیم ، و فكر كنیم  این حرفها كمی یا حتی خیلی غیر منطقی است. ولی با خواندن مطلب ذیل شاید تا اندازه ای بتوانیم ، نوع دیگر دیدن و اندیشیدن را نیز تجربه كنیم.

از نظر روانشناختی وقتی مرگ عزیزانمان اتفاق می افتد ، 4 مرحله متوالی به ترتیب اتفاق می افتد كه باید از این مراحل عبور كرد.

1 –  مرحله انكار

2 – مرحه خشم

3 – مرحله غم

4 –  مرحه پذیرش

1 - در مرحله انكار، قبول مرگ عزیزمان بسیار غیر ممكن خود را نشان می دهد. این مسئله مخصوصاً در حوادثی كه منجر به مرگ مغزی می شود بیشتر مشهود است. بی دلیل نیست بیشتر بازماندگان فردی كه مرگ مغزی شده است، با اهداء ‌اعضاء ‌موافقت نمی كنند. چون انكار واقعیت مرگ یكی از مراحل است. برنامه ای كه در بالا به آن اشاره كردیم كمك موثری به ما می كند كه این مراحل را به خصوص مرحله انكار را به سرعت سپری كنیم.

2 – در مرحله خشم ،‌ در اینجا اگرچه  مرگ عزیزمان را باور كردیم ولی نسبت به علل آن خشم می گیریم و جالب این است كه این خشم را ممكن است به دیگران نیز انتقال دهیم. این مسئله را بیشتر در چنین حوادثی شاهد هستیم : تصادفات رانندگی ؛ سكته هایی كه به خاطر یك بگو مگو پیش آمده؛ یا در اتاق عمل جراحی كه ممكن است با پزشك سر دعوا برداریم . لذا به هنگامی كه در این مرحله هستیم ، ممكن است حرفهای ناشایست به مسببین بزنیم یا دست به انتقام یا رفتارهای تهدید كننده بزنیم.  اگر فردی به علت تصادف باعث مرگ كسی شده است ، بهتر آن است كه در این مرحله ، اقدامی به گرفتن رضایت از بازماندگان متوفی نكند كه نتیجه عكس خواهد گرفت.  اگر هم مسببی برای مرگ عزیزان نیابیم ممكن است خدایی ناكرده ، شروع به شكایت از خدا بكنیم ، مثلا « خدایا چرا باید اینطور می شد یا ...» . برنامه ریزی مرگ كه در این یادداشت اشاره شد ، موجب عبور سریع از مرحله خشم می شود.

3 – مرحله غم ،‌ نسبت به سایر مراحل قبل طولانی تر است. ولی حداكثر نباید از شش ماه بیشتر شود. در غیر این صورت ، مسئله افسردگی و درمان آن باید در نظر گرفته شود. برنامه ریزی برای مرگ ، كمك فراوانی در جهت كوتاه شدن این مرحله می كند.

تمركز زدایی نیز تكنیكی هست كه می تواند در این زمینه به فرد غمگین كمك كند و آن اینست كه به جای تمركز بر روی خاطراتی كه با متوفی داشته ایم. دنیای دید خود را وسیع كنیم و وقت بیشتری با زندگان بگذاریم ، یعنی كسانی كه هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسیده است. بیشتر اوقات فقط یك داغ عزیز دیده ایم و این فرصت خوبی است كه بیشتر به دیگر عزیزانمان نزدیك شویم و قدر آنها را بدانیم.

4 – مرحله پذیرش كه از دید عموم ، به اشتباه فراموشی مردگان نام گذاشته می شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزیزان است. همه باید به این مرحله برسند ولی برنامه ریزی در مورد مرگ اولاً‌ باعث تسهیل این روند می شود ؛ ثانیاً موجب سرعت آن می شود ؛ ثالثاً عوارض منفی ناشی از داغ عزیزان را از بین می برد،‌به علاوه اینكه به ما در خودشناسی بینش می دهد.

استفاده دیگری كه از این مراحل می شود ، نحوه تسلی دادن به بازماندگان و داغ دیدگان است. اگر ما با این مراحل آشنا باشیم ، به نحو موثر و مفیدی با بازماندگان همدردی می كنیم.

الف) به  فرد داغ دیده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصیحت نكنیم مثلا اینكه «این شتری هست كه در خانه همه می خوابه » یا اینكه « تو باید صبور باشی ، تو باید تكیه گاه باشی ». همچنین به او نگوئیم « تو غمگین نباش ، او الان در بهشت جایش خوب است » .

ب )‌ بیشترین كمك ما به داغ دیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند: « فوت عزیزتان برای ما نیز  بسیار متاثر كننده بود» یا « واقعا داغ بزرگی برای شما بوده »یا « الان لحظات سختی باید برای شما باشد».

ج ) شاید بتوان گفت سكوت و در آغوش گرفتن داغ دیده، كمك بسیار موثری به او در طی كردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.

د )‌كمك به داغ دیده در جهت كارهای اجرایی متعدد ‌از قبیل ،‌كارهای پزشكی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز و كفن و دفن، هماهنگی مراسمات و .... ، بسیار در تسكین داغ دیده موثر است.

هـ ) در مرحله سوم یعنی غم ، كه معمولاً مراسمات تمام شده و شركت كننده گان نیز دور فرد را خلوت كرده اند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا می كند، بهتر است كه به این افراد سر بزنیم  ، یا آنها را به منزل  دعوت كنیم . همچنین با صحبت های شناختی ،‌فلسفی یا  توصیه های دینی و نصیحت هایی را كه در بند (‌الف ) ‌آورده شده، می توانیم مرحله خروج از غم و پذیرش را سهل كنیم. به شرطی كه بستر مناسبی از نظر محیطی فراهم كرده باشیم.

در خاتمه باید به این موضوع اشاره كنیم كه برنامه ریزی برای مرگ كه در اوائل این یادداشت توضیح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله كنار آمدن با مرگ عزیزان را تسهیل می كند . ثانیاً پرداختن به این برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوی فلسفه زندگی و مرگ  می كشاند و می تواند باعث تغییر در رویه زندگی ما شود. با این برنامه ما متوجه این نكته مهم می شویم كه آرزوها و برنامه های خیالی و زیادی برای اهداف نه چندان روشن آینده خود داریم ، لیكن مرگ را كه  كاملا طبیعی و در كنار ماست و مهمترین مرحله زندگی را تشكیل می دهد ، غیر منصفانه نادیده می گیریم.

مرگ را هم اكنون برای خود و عزیزانمان  با برنامه قبلی بپذیریم ، قبل از آنكه بدون آمادگی، ما را فراگیرد.

 و چه نغز است این فرمایش نبی مكرم اسلام(ص) كه می فرمایند :

موتوا قبل ان تموتوا

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:28 |

بودا، یک روز صبح با شاگردانش بود که مردی نزدیک ایشان شد و گفت: آیا خدا وجود دارد؟

بودا گفت: بلی وجود دارد.

بعد از ناهار هم مرد دیگری نزدیک شده و گفت:

آیا خدا وجوددارد؟

و بودا گفت :

نه، وجود ندارد.

در پایان روز بود که شخص سومی نزد بودا رفت و همان سوال را کرد:

آیا خدا وجود دارد؟

بودا گفت:

شما باید در این باره تصمیم بگیرید.

هنگامی که آن مرد از آنجا خارج شد، یکی از شاگردان در حالی که دگرگون شده بود اظهار داشت:

ولی استاد ، این چه حکایتی است ، چگونه شما به یک سوال، پاسخهای متفاوت می دهید؟

بودا گفت:

برای آنکه افراد متفاوت می باشند و هرکدام از ایشان از طریق راه مخصوص به خودش به خدا می رسد. اولی به سخنان من اعتقاد پیدا خواهد کرد. دومی، هر کار ممکنی را میکند تا ثابت کند که من اشتباه می کنم و سومین سوال کننده فقط به آن چیزی اعتقاد خواهد آورد که شخص خودش قادر به انتخابش باشد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:23 |

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این باور که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود:

 در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

 هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد . شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید کهباور داریدهستید اما بیش از آنچه باور دارید هستید می توانید انجام دهید. 

نورمن وینست پیل.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:17 |

اسيدهاي چرب امگا3 به دليل حضور در غشاي سلولي در فعاليت‌هاي فيزيولوژيك بدن نقش حياتي دارند.

 

اين روزها كمتر كسي است كه كلمه امگا3 را نشنيده باشد. به‌طوركلي روغنها و چربي‌ها از مهمترين اجزاي تشكيل دهنده غذاي انسان به شمار مي‌آيند. چربي‌ها در سلولها و بافتهاي بدن وجود دارند و در ساختمان غشاي سلولي نقش مهمي‌ايفا مي‌نمايند.

 

 از آنجا كه يك گرم چربي در بدن معادل 9 كيلوكالري، انرژي توليد مي‌كند كه اين مقدار بيش از دو برابر كربوهيدرات‌ها (قندها) و پروتئين‌هاست، در نتيجه مي‌توان از چربي‌ها براي كودكاني كه رشد خوبي ندارند در هر وعده غذايي به غذاي آنها اضافه نمود.

 

اسيدهاي چرب از اجزاي تشكيل دهنده چربي‌ها است كه بدن قادر به توليد انواع ضروري آن نيست و بايد از طريق ماده غذايي تامين گردد كه از آن جمله‌اند: امگا3 و امگا‌6. اسيدهاي چرب امگا3 به دليل حضور در غشاي سلولي در فعاليت‌هاي فيزيولوژيك بدن نقش حياتي دارند. اين اسيدهاي چرب همچنين در تنظيم كليه عملكردهاي زيست شناختي، دستگاه قلبي و عروقي، توليد مثل، ايمني و عصبي به كار مي‌روند.

 

نام ديگر امگا3 اسيد لينولنيك و نام ديگر امگا‌6 اسيد لينولئيك مي‌باشد. براي آنكه بدن ما بتواند از امگا‌3 و امگا‌6 موجود در مواد غذايي، مشتقات مورد نياز خود را بسازد بايستي آن دو ماده را به نسبت متعادل با يكديگر دريافت كند. نسبت ايده‌آل امگا‌6 به امگا‌3 مي‌بايست 1:1 و حداكثر 4:1 باشد، اما متاسفانه اين مقدار در افراد جامعه 11:1 تا 30:1 است يعني مصرف امگا‌6 در اغلب موارد سي برابر بيش از امگا‌3 است.

 

گفتني است كه مصرف مجزاي هركدام از اين دو ماده به تنهايي سبب ايجاد مشكلات زيادي در بدن مي‌شود زيرا هرگاه امگا‌6 بيش از امگا‌3 مصرف گردد بدن نيز تنها از امگا‌6 استفاده مي‌نمايد. از عوارض كمبود امگا‌6 مي‌توان به اگزما، ريزش مو، تحليل كبد، افزايش ابتلا به عفونت و تاخير در التيام زخمها اشاره كرد و از عوارض كمبود امگا‌3 مي‌توان لاغري، آسيب به بينايي و توانايي يادگيري، افزايش تري گليسيريد و فشارخون و خشكي پوست را برشمرد.

 

امگا‌6 در تخم مرغ، مارگارين، گوشت قرمز، ذرت و غلات يافت مي‌شود. امگا‌3 خاصيت ضد انعقادي دارد ولي امگا‌6 انعقاد خون را افزايش مي‌دهد. امگا3 در ماهي‌هاي روغني مثل ماهي آزاد و قزل‌آلا همچنين در كنجد، دانه كتان و گردو يافت مي‌شود. روغن سويا و روغن آفتابگردان نيز هردو اسيد چرب برشمرده هستند.

 

 به خاطر داشته باشيم 60درصد از مغز به چربي‌ها اختصاص دارد پس عملكرد صحيح مغز و سلول‌هاي عصبي و شبكيه چشم به اسيد‌هاي چرب از جمله امگا‌3 وابسته است. امگا‌3 در بدن به پروستاگلندين‌ها و ايكوزانوييد‌ها تبديل مي‌شود.

پروستاگلندين‌ها در تنظيم فشار خون، انعقاد خون، پاسخ‌هاي آلرژيك، عملكرد كليه‌ها و دستگاه گوارش، توليد انرژي و تنظيم هورمون‌هاي جنسي نقش دارد. مصرف امگا‌3 سبب كاهش كلسترول و تري گليسيريدهاي خون، كاهش فشارخون، كاهش وزن، پيشگيري از بيماري‌هاي قلبي و عروقي، درمان و كاهش دردهاي مفاصل، آرتريت روماتوئيد و آرتروز مي‌گردد.

 

 از آنجا كه امگا3 جذب كلسيم را افزايش مي‌دهد و رسوب كلسيم را در بافتهاي استخواني تسهيل مي‌نمايد، سبب درمان پوكي استخوان مي‌شود. همچنين اين ماده در درمان افسردگي، خشكي چشم، كاهش دردهاي قاعدگي، جلوگيري از تصلب شرائين و كاهش بروز سرطانهاي سينه، تخمدان، پروستات و دستگاه گوارش موثر است و همچنين سبب درمان و پيشگيري از آلزايمر، آسم، اختلال كم توجهي بيش‌فعالي، ميگرن، آكنه مي‌شود.

 

 مصرف اين ماده سبب بهبود توان ذهني و حافظه، جلوگيري از پيري زودرس، تثبيت انسولين و قندخون، افزايش سطح هورمون رشد و افزايش رشد عضلات مي‌گردد و لذا مصرف اين ماده به زنان باردار و شيرده توصيه مي‌گردد زيرا چنانچه گفته شد اين ماده در تكامل مغز و سيستم عصبي نيز نقش اساسي دارد.

 

با مصرف امگا3 مقاومت بدن در مقابل انواع سرطان افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث كاهش رشد غده‌هاي سرطاني مي‌گردد اما لازم به ذكر است افرادي كه دچار اختلالات خوني هستند، كساني كه پوستشان به راحتي دچار كوفتگي و كبودشدگي مي‌گردد، كساني كه از داروهاي آسپرين و رقيق كننده خون استفاده مي‌نمايند، افرادي كه به غذاهاي دريايي حساس هستند، افرادي كه فشارخون بالا دارند ونيز كساني كه دچار ضعف سيستم ايمني بدن هستند نبايد امگا3 مصرف كنند زيرا مصرف ميزان امگا‌3، سيستم ايمني بدن را سركوب مي‌نمايد و اگر بيش از نياز بدنمان از اين ماده مصرف نماييم موجب اسهال، تهوع، كاهش جذب ويتامين‌هاي A,D,E,K (ويتامين‌هاي محلول در چربي) مي‌گردد.

 

 اين اسيد چرب به نور و حرارت و اكسيژن بسيار حساس است و در نتيجه اين مواد بايد در ظروف در بسته و در يخچال و دور از نور نگهداري شود. پيش‌تر گفتيم كه امگا‌3 در روغن‌هاي ماهي موجود است.

 

 عليرغم دانستن اين نكته و نقش مصرف ماهي و ساير آبزيان در افزايش ضريب سلامت جامعه اما مصرف سرانه آبزيان در كشورمان اكنون 5كيلوگرم است كه در مقايسه با مصرف سرانه جهاني ناچيز است.

 

امگا3 كليد هوش كودكان است در نتيجه مادران باردار بايد در هفته يك تا دو بار مصرف نمايند از طرفي اين ماده باعث كاهش خطر تولد نوزاد نارس مي‌گردد و با افزايش رشد سريع مغز جنين، توان هوشي را در كودكان زياد مي‌نمايد.

 

 تحقيقات علمي‌حاكي از آنند كه سطح امگا3 در خون افراد مبتلا به افسردگي كمتر از افراد عادي است. جالب اينكه اگر در افراد افسرده اين ميزان پايين‌تر از حد معمول باشد امكان خودكشي آنها تا 8 برابر نسبت به افراد افسرده‌اي كه اين مشكل را ندارند (عليرغم افسرده بودن، ميزان امگا‌3 طبيعي دارند) بيشتر مي‌شود.

 

و از آنجا كه يك زندگي پر از سلامت در كودكي نهفته است، دريافت منظم و صحيح اسيد چرب امگا3 در اين دوران و يا حتي در دوران جنيني سبب محافظت از بدن در مقابل بسياري از امراض مي‌شود. امراضي كه منشأ بيماري‌هاي ناتوان كننده مزمن در كودكان است مانند آسم و آلرژي، اختلالات يادگيري، بيش فعالي و پرخاشگري.

 

كودك تا قبل از تولد، اسيد چرب امگا3 مورد نياز خود را از مادر تأمين مي‌كند و پس از تولد اين ماده را از شير مادر به دست مي‌آورد. آنچه كه حائز اهميت است گنجاندن غذاي حاوي اسيد چرب امگا3 در رژيم غذايي كودك بعد از شيرخوارگي است كه مي‌تواند در پيشگيري از بروز بسياري از بيماري‌هاي كودكان مؤثر باشد. غلظت خوني امگا‌3 در بهار و تابستان كمتر از پاييز و زمستان است زيرا در بهار و تابستان كمتر از غذاهاي دريايي استفاده مي‌نماييم.

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 10:20 |

هر نامی یک رنگی دارد

رنگ های هماهنگ با عددها و حرف ها:

قرمز: 1 ش.س.ج.الف
نارنجی: 2 ت.ث.ک.ب
زرد: 3 ی.ل.ص.ض
سبز: 4 و.م.د.ژ
آبی: 5 چ.ن.ط.ظ
نیلی: 6 ح.خ.ف
بنفش: 7 ع.پ.غ
صورتی: 8 ز.ق.هـ
طلایی: 9 ر.ذ.گ

نــمــونــه:

مصطفی سعیدی رشک علیا
م 4
ص 3
ط 5
ف 6
ی 3
س 1
ع 7
ی 3
د 4
ی 3
ر 9
ش 1
ک 2
ع 7
ل 3
ی 3
ا 1

سپس این اعداد را با هم جمع می زنیم:
4+3+5+6+3+1+7+3+4+3+9+1+2+7+3+3+1 = 65
6+5 = 11
1+1 = 2
عدد 2، برابر با رنگ نارنجی است پس من
ویژگی های رنگ نارنجی را دارم


ســبــز
مهم است که برای خودتان برنامه ی روزانه داشته باشید.
کم پیش می آید زندگی شما آشفته و بی هدف باشد.
دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش شما می آیند.
برای گسترده تر ساختن دانش خود هرگز از آموختن
باز نخواهید ماند. ارج نهادن به آیین گذشته
برایتان با ارزش است

نــارنــجــی
شوخ طبعی ویژه ای را که به ارث برده اید
سبب شده است که دوست داشتنی باشید.
نشاط شما آرزوی قلبی خیلی هاست.
شخصیتی دوست داشتنی دارید. گاهی درباره ی
هر چیزی بیش از اندازه زیاده روی می کنید
بنابراین تلاش کنید که دیگران رویتان اثر نگذارند.
با کاری که می کنیدشاید نتوانید دیگران را خوشحال
سازید مگر این که دست از تقلید بردارید و
آنچه را که در درونتان می جوشد بیرون کنید

بــنــفــش
دوستدار کندوکاو و جستجو در هر پدیده هستید.
هیچ رویدادی را به راحتی نمی پذیرید مگر این که
خودتان آن را تجربه کرده باشید.
در حل گرفتاری های خود راه حل را در درون خود بجویید.
دوستدار تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن
با دیگران یکی از گرفتاری های بزرگ زندگی شما است

آبــی
دیگران شما را شخصیتی رک و بی آلایش می دانند
و به همین سبب برایشان دوست داشتنی هستید.
آزادی برایتان ارزشمند است و هرگز نمی توانید در جایی
کار کنید که به شما فشار می آورند و یا زیر نظر هستید.
زندگی با همه ی سختی ها و گرفتاری هایش
برایتان خوشایند است. روحیه ی سرکشتان نمی گذارد
که در یک جا پایبند شوید و می خواهید در میان مردم
نیز نامی شوید. در هر جایی که قدم بگذارید
با هوش خود خواهید توانست آرامش را در آنجا برقرار کنید

قــرمــز
خودخواه هستید و برای رسیدن به هدفهایتان دیگران را
له می کنید. در اوج شادی با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان
در هم می رود و در لاک خود فرو می روید. گاهی نیز به سرعت
شکیباییتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید

صــورتــی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید. به خاطر اراده ی بالایی
که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.
مهر به دیگران در شما آن چنان بالاست که دیگران برایتان
با ارزشمندتر از خودتان هستند. برای رسیدن به هدف هایتان
سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد

طــلــایــی
در هر چیزی تنها میزان بالای آن می تواند شما را
خوشنود کند رفتار و سخنتان چنان زیبایی ای در
خود دارد که کم پیش می آید کسی شما را خوب بشناسد.
کم پیش می آید که چهره ی افسرده ای به خود
بگیرید چون که به هر چیزی با خوش بینی نگاه می کنید.
در هر کار گروهی پیروز سر افراز هستید

نــیــلــی
زندگی شما همانند زندگی انسان های عارف است
و مردمی که با آن ها سر و کار دارید نزد شماگناهشان
را بازگو می کنند. دیگران را دوست دارید و از
حس ششم خوبی نیز برخوردار هستید و این چنین از
گرفتاری های مردم آگاه می شوید. بسیار با قدرت
و سخاوتمند هستید. دادخواه هستید و با کوچکترین
بیدادی دیگران آزرده می شوید.
بیشتر افرادی که سوی شما می آیند گرفتار هستند
و برای دریافت کمک به شما روی می آورند
زرد
تیز هوش و خوش بین هستید. هرگز در گفتن
آن چه که می خواهید بر زبان بیاورید کم نخواهید آورد.
به خاطر زنده دلی همیشه دور و برتان پر از دوستان
خواهد بود. با اینکه روحیه ی شادی دارید اما هرگز
شادمان نخواهید بود مگر این که شادی هایتان را
با دیگران تقسیم کنید
/////////////////

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 17:19 |

آیا می‌دانید برای كاهش استرس در محیط خانه چه راهكارهایی وجود دارد؟

حالا كه مجبور به زندگی در شهرهای بزرگی همچون تهران هستیم و باید مشكلات متعددی شامل شلوغی و ازدحام جمعیت، ترافیك سنگین وسایل نقلیه، سختی تردد، آلودگی هوا، سر و صدای زیاد و بسیاری موارد دیگر مانند اینها ـ كه همگی برای ما استرس‌زا هستند ـ را تحمل كنیم، لااقل به دنبال فراهم كردن محیطی آرام و راحت در خانه‌‌هایمان باشیم؛ به این ترتیب در این چند ساعت حضورمان در فضای خانه، بخشی از استرس روزانه‌مان جبران شده و روز بعد دوباره با انرژی بیشتری با مشكلات مواجه خواهیم شد.

در چنین پروژه‌ای باید سراغ عناصر اصلی دكوراسیون رفته و از آنها به عنوان ابزاری برای دستیابی به این هدف استفاده كرد.

رنگ باختن استرس با رنگ
یكی از مهم‌ترین عوامل برای كاهش سطح استرس در خانه شما، انتخاب پالت رنگی آرام‌بخشی است كه با روحتان ارتباط برقرار كند در واقع رنگ‌ها می‌توانند مانند دارویی قوی روی جسم و روح تأثیر بگذارند.

در روزگاران قدیم نیز فلاسفه چینی، هندی و مصری روی درمان با رنگ تحقیقات بسیاری كرده‌اند كه هنوز نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ این علم را رنگ‌‌درمانی (Chromo therapy) می‌گویند.

در این علم، انرژی‌‌های فیزیكی و ذهنی شما از طریق رنگ تحریك می‌شود و درست به همین علت است كه برای هر فضایی با توجه به كارایی آن، پالت رنگی مناسبی مورد نیاز است.

به عنوان مثال، فضایی مانند اتاق نشیمن یا همان هال، برای استراحت پس از كار پراسترس روزانه و همچنین رفع خستگی جسمی و روحی فرد مهیا شده است ولی اگر قرار باشد پالت رنگی محیط از رنگ دیوارها گرفته تا لوازم دكوراسیونی شامل مبلمان، پرده و غیره به جای القای حس آسودگی، به عنوان یك عامل محرك عمل كند، هرگز استرس جای خود را به آرامش و راحتی نخواهد داد؛ بنابراین در چنین محیط‌هایی از انتخاب رنگ‌های گرم شامل قرمز، زرد و نارنجی در سطوحی وسیع بپرهیزید.

این رنگ‌ها تحریك‌كننده بوده و ضربان قلب را نیز افزایش می‌دهند در نتیجه سبب ایجاد هیجان یا عصبانیت و بی‌قراری در شما می‌شود، در حالی كه رنگ‌های سرد شامل آبی و سبز، آن تأثیر را بر ضربان قلب نداشته و برعكس شما را به داشتن حسی آرام تشویق می‌كند.

این موضوع در مورد فضای اتاق خواب نیز صادق است؛ به عنوان مثال، با كاربرد رنگ آبی روشن در اتاق خواب، علاوه بر اینكه ضربان قلب و فشارخون كاهش می‌یابد، تنفس‌ها عمیق‌تر و آرام‌تر شده و این حالت در خواب شما نیز تأثیر می‌گذارد.

البته این پیشنهاد به این معنی نیست كه همه سطوح اتاق را به رنگ آبی رنگ‌آمیزی كرده و لوازم دكوراسیونی شامل پرده، روتختی و دیگر لوازم را نیز آبی انتخاب كنید بلكه كاربرد سطح وسیع‌تری از این رنگ در كنار دیگر رنگ‌های هماهنگ با آن هم هدف موردنظر را تأمین می‌كند.

نقش نور در كاهش استرس

همه ما نه‌تنها برای حفظ سلامت جسمانی بلكه برای تعادل و سلامت روحی‌مان به نور خوب و با كیفیت نیاز داریم و بر هیچ‌كس پوشیده نیست كه نور خورشید بهترین نور برای این امر است.

تحقیقات دانشمندان نیز نشان داده است كه اشعه ماورای بنفش نور خورشید روی هورمون سرتنین (sertonin) كه نقش تاثیرگذاری بر فعالیت‌های مغز و احساسات ما دارد، اثر می‌گذارد.

بنابراین با تمام این تفاسیر، خانه‌ای انتخاب كنید كه به لحاظ موقعیت جغرافیایی و نیز پنجره‌ها، بیشترین بهره‌‌مندی را از نور طبیعی داشته باشد و از طرف دیگر مسئله اصلی اینجاست كه هر قدر كه به موضوع بهره‌مندی از نور طبیعی بیندیشیم، به ناچار پس از چند ساعت مجبور خواهیم بود، جایگزینی برای آنها در محیط خانه تعیین كنیم كه همانا نور مصنوعی است.

البته این نور با توجه به تنوع موجود در نورپردازها و نوع نور ساطع شده از آنها، نقش مؤثری را بر روح و روان و نیز ایجاد آرامش یا استرس برعهده دارد؛ پس در انتخاب آنها نیز رعایت دقت، لازم و ضروری است.

علاوه بر این، رنگ‌ها نیز تحت‌تأثیر نورها نماهای مختلفی از خود به نمایش می‌گذارند، در نتیجه، نورهایی انتخاب كنید كه هنگام تابش بر رنگ‌های موجود در سطوح مختلف فضای خانه‌تان، تأثیر منفی به جای نگذارند.

به عنوان مثال هرگز در اتاق‌نشیمن از لامپ‌های فلورسنت یا هر نوع لامپ دیگری با نور شبیه به آن استفاده نكنید.

برای نورپردازی چنین فضایی باید تلفیقی از چند نوع نور به كار رود كه همگی نوری گرم داشته باشند.

البته اگر می‌خواهید در اتاق‌نشیمن مدتی را با حس آرامش بیشتری سپری كنید، نور آباژور به همراه نور حاصل از چند شمع روشن، فضایی رمانتیك و آرام را به وجود می‌آورند.

بسیاری از كارشناسان بر این عقیده‌اند كه نور خیلی زیاد ـ چه از نوع طبیعی و چه از نوع مصنوعی ـ به جای ایجاد حس راحتی و آسایش ممكن است سبب بروز هیجانات زیاد شود. همچنین ممكن است سردرد و ناراحتی‌های چشمی را در پی داشته باشد.

سریع‌ترین راه برای دستیابی به آرامش

با توجه به اینكه تمركز روی یك نقطه نوعی مراقبه (meditation) است، همان‌طور كه خسته از كار روزانه روی مبل اتاق نشیمن لم داده‌اید، شمعی روشن كرده و به شعله آن چشم بدوزید.

با این كار پس از 5 تا 10 دقیقه فشارخون شما كاهش یافته، سطح هورمون آدرنالین در خون پایین آمده، تنفس راحت و عمیق‌تر شده و كم‌كم استرس‌ها از بین رفته و آرامش تمام وجودتان را فرا‌می‌گیرد.

شلوغی؛ عامل ایجاد استرس
همه ما به اندازه كافی در شهری پر ازدحام زندگی می‌كنیم كه برای تردد در خیابان‌ها و پیاده‌رو، مدام باید مراقب برخورد نكردن با موانع مختلف باشیم. پس لااقل دیگر خانه‌هایمان را كه این روزها از وسعت چندانی نیز برخوردار نیستند، با انبوهی از لوازم بزرگ و عظیم‌الجثه شلوغ نكنیم.

به این ترتیب، دیگر به هنگام حركت در فضای خانه نگران برخورد خود و اهالی خانواده با لوازم مختلف و امكان بروز مشكلات جسمانی ـ به‌خصوص برای بچه‌ها ـ نخواهیم بود؛ این موضوع خود راهی برای كم كردن استرس در خانه است.
علاوه بر این، مشكل شلوغی فضا تنها حاصل كاربد لوازم زیاد و بزرگ دكوراسیونی روی زمین نیست بلكه استفاده از طرح‌های شلوغ و درهم برای پوشش سطوح مختلف، نصب تابلوهای بزرگ و متعدد روی دیوارها، پر كردن روی میزها و كابینت‌های آشپزخانه با لوازم كاربردی و تزئینی و خرده‌ریزها، همگی برای افراد خانواده كه مجبور به حضور طولانی‌مدت در این فضا هستند، به لحاظ دیداری نیز خسته‌كننده و استرس‌زا خواهد بود.

آرامشی كه انسان در محیطی خلوت به دست می‌آورد، هیچ‌گاه قابل مقایسه با حس حضور در محیطی شلوغ و پرازدحام نیست.

عایق‌بندی در مقابل سر و صدا

وقتی در خانه‌ای زندگی می‌كنید كه سر و صدای بیرون امكان استراحت یا حتی خوابی راحت را به شما نمی‌دهد، چه انتظاری از ایجاد حس آرامش خواهید داشت؟!
در چنین فضایی سطح استرس شما افزایش یافته و عصبی‌تر می‌شوید.

پس بهترین اقدام حذف عوامل پدیدآورنده یا تشدیدكننده استرس است و این كار از طریق عایق‌بندی میسر خواهد شد.

 به عنوان مثال، اگر در جوار خیابان اصلی یا بزرگراه مسكن گزیده‌اید، كاربرد دزدگیر و نیز جایگزین كردن پنجره‌های دوجداره را در صدر اقدامات عایق‌بندی خانه خود قرار دهید.

چند اقدام اورژانسی برای كاهش استرس

‌برای كاهش هر چه بیشتر استرس در خانه از ابزارهای كمكی استفاده كنید:
1- پخش صدایی آرام‌بخش، یكی از بهترین روش‌های ایجاد آرامش و به اصطلاح ریلكسیشن (relaxation) است بنابراین هنگام استراحت یا حضور در خانه از موسیقی‌های آرامش دهنده تن و ذهن استفاده كنید.

این موسیقی‌ها اغلب از صداهای طبیعت مانند آواز پرندگان، صدای امواج دریا، قطرات باران و خش‌خش برگ‌ها ساخته شده‌اند. با گوش كردن به این موسیقی‌ها تأثیر معجزه صدا و موسیقی را در روح و روان خود احساس می‌كنید.

علاوه بر اینها، شما می‌توانید با خرید آب‌نمایی زیبا و قرار دادن آن در گوشه‌ای از اتاق‌نشیمن یا اتاق خواب به جای صدای ضبط شده جریان آب، از صدای واقعی آن و نیز انرژی حاصله نیز بهره‌مند شوید.

با شنیدن این صدای خوش در فضایی مناسب، بخش اعظمی از استرس‌های شما برای چند ساعت هم كه شده از بین خواهد رفت.

2- در دكــوراسیون فضــای خانه‌تان علاوه بر لوازم بی‌جان دكوراسیونی و كاربردی، از گیاهان و گل‌های طبیعی هم استفاده كنید. وجود این عناصر طبیعی، حس حضور طبیعت و نیز نیروی حاصل از آن را در وجود شما ایجاد كرده و اضطراب و استرس را كمرنگ می‌كند. علاوه بر این، وجود گل‌های رنگارنگ، فضا را شاد و پرانرژی می‌كند.

3- عطر درمانی یكی دیگر از راه‌های كاهش‌دهنده استرس در هرگونه فضای بسته‌ای از جمله خانه است.

برای این منظور چند روش وجود دارد:

الف) همیشه چند شاخه گل تازه و معطر در خانه داشته باشید.

ب) بسیاری از گل‌ها و گیاهان معطر حتی به حالت خشك نیز همچنان فضا را عطرآگین كرده و حتی برخی از آنها مانند اسطوخودوس، خاصیت آرام‌بخشی دارند. بنابراین كیسه‌های توری‌ای آماده كرده و پس از پر كردن كیسه‌ها با این قبیل گیاهان و گل‌ها، آنها را در قسمت‌های مختلف خانه از جمله اتاق خواب و نشیمن آویزان كنید.

نكته: شما می‌توانید مقداری از این گیاهان را در مقداری آب بریزید و روی شعله كم اجاق گاز یا وارمر قرار دهید تا با تبخیر آب حاصل از جوشیدن این گیاهان در آب، هوای محیط نیز معطر می‌شود.

ج) این روزها شمع‌های معطر بسیاری در شكل‌ها و فرم‌های مختلف به بازار آمده است؛ كافی است شما شب‌هنگام یك یا دو عدد از آنها را در خانه روشن كنید و هم از انرژی آتش نیرو بگیرید و هم به این ترتیب، بوی خوشی فضای خانه شما را دربر می‌گیرد؛ البته روشن كردن عود نیز یكی دیگر از مهم‌ترین روش‌هاست.

د) اگر هیچ‌یك از راهكارهای فوق برایتان امكان‌پذیر نبود، از اسپری‌های خوشبوكننده هوا استفاده كنید. فقط اسپری‌ای انتخاب كنید كه عطری تند و سردردآور نداشته باشد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 17:7 |

ساعت ، بمان نرو

دیگر زمان زیادی نمانده است

باید کمی ستاره ببینیم در آسمان

باید نهال خنده بکارم به روی لب

تا انتهای خط

راهی نمانده است

تیک تاک عمر من

آه.. ای دقیقه های عجول  و فراری ام

رخصت نمیدهید ؟

بر من چه کارهای زیادی که مانده است

زین خیل آرزوی فراوان دور دست

ناگه چه دیر شد

زین فرصتی که نمی آیدم به دست

آخر کجا شدند

ایوان و چای و حوض

و آن کودکی که پر از  خاطرات سبز

از دست رفته اند

ساعت ، تو را به جان عقربه هایت ، بمان ، نرو ..

باید کمی بنفشه بکارم کنار حوض

با چتر های بسته ، بجویم سرشک اشک

آیینه ، خنده های من از یاد برده است

باید دوباره بیابم نشان عشق

گویی که سالهاست

من با کسی، که نه

گویی که با خودم

من قهر بوده ام

دیگر یواشکی به دلم پر نمیکشد

قاشقزنی ، به پشت پنجره قاشق نمیزند

بادبادکی به آسمان سپیدم نمیرود

دیگر دلم ، زروی آتش گرمی نمی پرد

اینک من و دقایقی پر از شاید و اگر

در انتظار چه ؟

خود نیز مانده ام

بی پرده با تو بگویم عزیز دل

یک شب چه کودکانه به خواب سپید و پاک

ناگه چنین بزرگ ، من از خواب جسته ام

در این زمانه آدم بزرگها

من سخت گشته ام

گویی کسی ، شبانه ، کودکی ام را ربوده است

از آن همه امید و خنده و احساس پاک و ناب

از لذت نشستن در حوض لحظه ها

چیزی نمانده است

باید شروع کنم

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ام

یک نقطه مینهم

اینک منم

برپا و استوار در آغاز خط نو

خوش خط تر از گذشته

آری منم ، که دفتر عمرم  نوشته ام

بد خط، سیاه، خط خورده

کسی را گناه نیست

آه ای خدای من

از دفتر حیاتی چند برگ عمر من

چند صفحه مانده است ؟

دیگر گلایه بس

باید دوباره عاشقانه نفس را فرو برم

باید که بی بهانه بخوانم ترانه ای

تا هست دفتری

تا مانده برگ نو

باید تمام ورق های رفته را

خط خورده یا سیاه

دیگر زیاد برد

دیگر مداد رنگی سیاهی نمیخرم

یک جعبه آبرنگ

و آنگه مداد رنگی و نقاشی حیات

آبی آسمان

سرخی به گونه ها

زردی به آتش و سبزی به زندگی

اینک منم قلم به دست

خطاط لحظه ها

نقاش عمر خود

ساعت نماند و رفت

در این دو روز عمر

پیروز آن کسی

که در دفتر حیات

تکلیف هرچه بود

این مشق زندگی زیبا نوشت و رفت….

+ نوشته شده توسط مهربهار در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 10:2 |
سلام
جهت کسب درآمد در سایت کاملا ایرانی روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=42343

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 8:38 |

از بهشت‌ كه‌ بیرون‌ آمد،  دارایی‌اش‌ فقط‌ یك‌ سیب‌ بود. سیبی‌ كه‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چیده‌ بود.

 

و مكافات‌  این‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود

 

.فرشته‌ها گفتند: تو بی‌ بهشت‌ می‌میری. زمین‌ جای‌ تو نیست. زمین‌همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد.

 

و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌كرده‌ام ...زمین‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است.

 

اگر خدا چنین‌ می‌خواهد، پس‌ زمین‌ از بهشت‌ بهتر است.

 

خدا گفت: برو... بدان‌ جاده‌ای‌ كه‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ می‌رساند، از زمین‌ می‌گذرد،

 

 از زمینی‌ آكنده‌ از شر و خیر، ازحق‌ و از باطل، از خطا و از صواب؛

 

و اگر خیر و حق‌ و صواب‌ پیروز شد، تو بازخواهی‌ گشت...

 

وگرنه ...!!!

 

و فرشته‌ها هم‌ گریستند. اما انسان‌ نرفت. انسان‌ نمی‌توانست‌ برود...

 

انسان‌ بر درگاه‌ بهشت‌ وامانده ‌بود. می‌ترسید و مردد بود.

 

و آن‌ وقت‌ خدا چیزی‌ به‌ انسان‌ داد. چیزی‌ كه‌ هستی‌ را مبهوت‌ كرد وكائنات‌ را به‌ غبطه‌

 

واداشت. انسان‌ دست‌هایش‌ را گشود و خدا به‌ او اختیار داد .

 

خدا گفت: حال‌انتخاب‌ كن. زیرا كه‌ تو برای‌ انتخاب‌ كردن‌ آفریده‌ شدی. برو و بهترین‌

 

را برگزین‌كه‌ بهشت‌ پاداش‌ به‌گزیدن‌ توست. عقل‌ و دل‌ و هزاران‌ پیامبر نیز با تو

 

خواهد آمد تا تو بهترین‌ را برگزینی. و آنگاه‌ انسان‌ زمین‌را انتخاب کرد .

 

رنج و صبوری را ، و این آغاز انسان بود ...

 

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 14:54 |
1- اصل یاد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و یاری و حمایت او
2- اصل آگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود
3- اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
4- اصل خودیابی( من کیستم؟)- قائم مقام ومحبوب خداوند( عزت نفس)
5- اصل احساس خود شایستگی، خودسالاری و احساس شخصیت
6- اصل عدم مقایسه خود با دیگران
7- اصل خودباوری و خودمحوری بعدازخدا محوری
8- اصل داشتن هدف و برنامه در زندگی
9- اصل تمیزی و ظاهر
10- اصل تعریف از خود و دیگران
11- اصل تشویق خود و دیگران
12- اصل تعهد به قول و صداقت و راستی
13- اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهی
14- اصل نظم وانضباط کاری
15- اصل دانش و تجربه
16- اصل مدیریت زمان
17- اصل مدیریت اولویت ها
18- اصل اقتدار در مقابل ضعف
19- اصل یقین در مقابل تردید
20- اصل احساس رهبری و مدیریت
21- اصل مسئولیت پذیری
22- اصل سلامت و نگهداری از جسم
23- اصل تبسم
24- اصل ابراز عشق به دیگران و متذکر شدن ویژگیهای مثبت آنان
25- اصل نگاه به دیگران ( در عین تواضع بزرگی خود را در دل حس کنید)
26- اصل عدم تأخیر
27- اصل قاطعیت و گفتن نه
28- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران
29- اصل کمک به دیگران و بخشایش
30- اصل ژست و حالت بدنی

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 10:20 |

برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند


اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد  
 

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید

 

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ

زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود 
 

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش

استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است 
 

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید.

+ نوشته شده توسط مهربهار در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 10:5 |

بهترین بخشش آن است كه منتظر تشكر نباشی.
بهترین عادت آن است كه همیشه در سلام، پیش دستی كنی.
بهترین خصلت آن است كه هیچ كس را نرنجانی.
بهترین خداحافظی آن است كه حتماً سلامی در پی داشته باشد.
بهترین قدردانی آن است كه در عمل باشد باشد نه بر زبان.
بهترین عشق آن است كه دو طرفه باشد.
بهترین مجله یا كتاب آن است كه پس از اتمامش اگر شده ذره ای تو را نسبت به زندگی امیدوارتر و خوشبین تر سازد.
بهترین شغل آن است كه از انجامش لذت ببری.
بهترین غذا آن است كه با دل خوش خورده شود.
بهترین پول آن است كه از راه حلال و با اتكاء به خود بدست آورده باشی.
بهترین پدر و همسر آن است كه خانواده در كنارش احساس امنیت و شادی كنند.
بهترین مادر و همسر آن است كه تنها بتوانی چند ساعت نبود او را در خانه تحمل كنی نه بیشتر.
بهترین فرزند آن است كه به او افتخار كنی.
بهترین دوست آن است كه با او راحت باشی و هر لحظه كه بخواهی ، بتوانی حرف دلت را به او بزنی.
بهترین ترانه و آهنگ آن است كه تو را به یاد خاطره ای خوش بیندازد.
بهترین مسافرت آن است كه همیشه آرزوی تكرارش را داشته باشی.
بهترین خانه آن است كه همیشه از آن صدای خنده و شادی بشنوی.
بهترین احساس آن است كه شادی را در زیر پوستت حس كنی.
بهترین انگیزه آن است كه تو را به تحرك و تلاش بیشتر وا دارد.
بهترین هدف آن است كه قابل دسترسی باشد.
بهترین هدیه آن است كه بدون توجه به ارزش آن و با عشق خالص اهداء‌ شود.
بهترین حادثه آن است كه زندگی تو را متحول سازد.
بهترین خاطره آن است كه تنها با فكر كردن به آن در عین افسردگی تو را شاد و سرحال سازد.
بهترین منظره آن است كه صورتی را با اشك شوق ببینی.
و بالاخره بهترین انسان آن است كه به مصلحت خدا معتقد باشد و بداند آنچه بر او پیش آمده یا پیش خواهد آمد به صلاح خود اوست و این را فقط خدا میداند و بس...
حال كمی مكث كنید و ببینید كدام یك از بهترین ها را میشناسید كه شامل حال خودتان هم میشود...! 

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 12:57 |