خداوند سه اسم را به منظور استعانت در امور به ما عطا فرموده:
وقتى مى گوييم بسم الله الرحمن الرحيم معنايش آنست كه به منظور عبادت و بندگى حق، از اسم او كه ((الله)) و ((رحمن)) و ((رحيم)) است استعانت مى جوييم، در اينكه ((الله)) اسم اعظم خداوند است، شبهه نيست. حضرت صادق (عليه السلام) در حديث خلق السماء مى فرمايد: ((فاظهر ثلثه منها لفافه الخلق اليها)) يعنى: چون ديد بندگان بدون استعانت از او نمى توانند كارى انجام دهند، سه اسم از اسماء خود را ظاهر ساخت.
حضرت صادق (عليه السلام ) سپس فرمودند: ظاهرترين آن سه اسم ((الله)) بنابراين محقق شد كه ((الله )) اسم اعظم است اما اينكه چرا در عبارت ((بسم الله الرحمن الرحيم )) سه اسم از اسماء حق ذكر شده است، علت آن است كه مردم سه قسمند:
دسته اى طالب دنيا و دسته ديگر طالب عقبى و دسته سوم طالب مولا هستند. طالب مولا از اسم ((الله)) استعانت جويد، و طالب عقبى از اسم ((رحيم )) كه حاكى از رحمت خاصه حق نسبت به مومنين مى باشد، و طالب دنيا از اسم ((رحمن)) كه از رحمت عامه خداوند نسبت به جميع موجودات حكايت مى كند، مدد و يارى مى طلبد، بنابراين خداوند سه اسم را به منظور استعانت جستن در امور به ما عطا فرموده .
و ما بايد در تمام امور بوسيله اسماء اش از او استعانت بجوييم .
در مورد اینكه چرا قرآن را به عربی میخوانیم دلیل آن روشن است چون حقیقت قرآن به زبان عربی نازل شده است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[1]ما آن را قرآنى عربى نازل كردیم، شاید شما درك كنید (و بیندیشید)!
البته خواندن ترجمه قرآن به همراه خود قرآن برای آشنایی با معنای آیات نه تنها مانعی ندارد، بلكه بسیار خوب است و اما اگر مراد این است كه چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است جواب داده شده است كه:
1- عربی بودن قرآن بر اساس اصل كلی «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ..» ما هیچ پیامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستادیم[2]صورت گرفته است.
2- به عقیده زبان شناسان زبان عربی نسبت به سایر زبان ها بسیار گستردهتر و از قابلیت های بیشتری برخوردار است. فراوانی مفردات و اشتقاق كلمات، دستور زبان و فصاحت و بلاغت آن نیز، این زبان را از دیگر زبانها ممتاز میسازد.
3- عربی بودن قرآن در انتقال بهتر اسرار حقایق و معارف قرآن موثر است.
بنابر این با توجه به ویژگی زبان عربی و بعثت پیامبر (ص) در میان عرب فصیح، اگر قرآن غیر عربی بود جای سؤال و نكتهگیری وجود داشت چرا كه عربی بودن آن امری طبیعی و عادی بوده است
«پيامبر اكرم (صلی الله و عليه و آله و سلم) فرمودند:
اگر می دانستيد در ماه مبارك رمضان چه چيز هايی خداوند جل جلاله به شما می دهد بسيار بيشتر از اينها شكر می كرديد.»
روز اول: در شب اول ماه مبارك رمضان خداوند متعال همه گناهان آشكار يا پنهان امت مرا می آمرزد. دو ميليون درجه آنان را بالا می برد و پنجاه شهر برای آنان ساخته می شود.
روز دوم: خداوند عزوجل در روز دوم به هر قدمی كه می پيماييد عبادت يك سال و ثواب نبی و روزه يكسال برای شما می نويسد.
روز سوم: خداوند عزوجل در روز سوم به تعداد هر موی كه بر بدن داريد قبه ای از درّ سفيد در بهشت فردوس می سازد. در بالای آن دوازده هزار خانه از نور است. در پايين آن دوازده هزار خانه، كه در هر خانه هزار تخت می باشد و بر هر تختی حوريه ای است. هر روز بر شما هزار ملك داخل میشود كه با هر ملكی هديه ای است.
روز چهارم: خداوند جل جلاله در روز چهارم در بهشت خلد هفتاد هزار قصر به شما اعطا میكند كه در هر قصری هفتاد هزار خانه، در هر خانه ای پنجاه هزار تخت، بر هر تختی حوريه ای است، كه يكی از آنها از همه دنيا و آنچه در آن است، بهتر است.
روز پنجم: خداوند در روز پنجم در بهشتی (كه جنة المأوی نام دارد) هزار هزار شهر، و در هر شهری هفتاد هزار سفره غذا، كه در هر سفره هفتاد هزار سفره ی ديگر، و در هر سفره كوچك شصت هزار رنگ از طعام است كه هيچ كدام به ديگری شبيه نيست به شما اعطا میكند.
روز ششم: خداوند عزوجل در روز ششم در بهشت دار السّلام صد هزار شهر، در هر شهری صد هزار خانه، در هرخانه ای صد هزار بيت، در هر بيتی صد هزار تخت از طلا كه طول هر تخت هزار ذراع است، بر هر تختی همسری از حور العين نشسته كه سی هزار بافه بافته شده به درّ وياقوت دارد، هر بافه ای را صد جاريه حمل می كنند، به شما اعطا میكند.
روز هفتم: خداوند عزوجل در روز هفتم در جنت النعيم، ثواب چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق به شما عطا می كند.
روز هشتم: خداوند عزوجل در روز هشتم به شما عمل شصت هزار عابد و شصت هزار زاهد را عطا میكند .
روز نهم: خداوند عز وجل در روز نهم آنچه به هزار عالِم و هزار معتكف و هزار مرزبان عطا میكند، به شما می دهد.
روز دهم: خداوند عزوجل در روز دهم، هفتاد هزار حاجت از شما قضا می كند و خورشيد و ماه و ستارگان جنبندگان و پرندگان و درندگان و هر سنگ و ريگی و هر تر و خشكی و ماهيان دريا و برگ درختان، همه و همه برايتان استغفار می كنند
روز یازدهم: خداوند عزوجل در روز یازدهم برای شما ثواب چهار حج و عمره می نویسد كه در هر حجی با نبیی از انبیا باشید و در هر عمره ای با صدیق یا شهیدی همراه باشید.
روز دوازدهم: خداوند عزوجل در روز دوازدهم، برای شما قرار داد كه گناهانتان را به حسنات تبدیل كند و حسنات شما را چند برابر كند و بنویسد به ازای هر حسنه ای هزار هزار حسنه ...
روز سیز دهم: خداوند عز وجل مثل عبادت اهل مكه و مدینه را برایتان می نویسد و به تعداد هرسنگ و ریگی كه ما بین مكه و مدینه است شفاعت كردن را به شما عطا میكند.
روز چهاردهم: روز چهاردهم مثل این است كه شما با آدم و نوح و ابراهیم و موسی و داوود و سلیمان ملاقات كرده اید (و چه قدر اخذ شرف می كنید) و كأنه خدای تعالی را با هر نبی، دویست سال عبادت كرده اید.
روز پانزدهم: خدای عزو جل در روز پانزدهم، پانزده حاجت از حوائج دنیا و آخرت را به شما عطا میكند و آنچه به ایوب (علیه السلام) اعطا فرمود، به شما می دهد و حا ملین عرش برای شما استغفار می كنند و روز قیامت چهل نور به شما عطا می كند كه ده نور از طرف راست شما و ده نور از طرف چپ شما و ده نور از جلوی شما و ده نور از پشت سرتان می باشد.
روز شانزدهم: خداوند عز وجل هنگامیكه از قبر خارج شوید شصت حله به شما عطا می كند كه بپوشید و شتری كه سوار شوید و خداوند متعال ابر سیاه و ضخیمی را مبعوث می كند تا در آن روز شما را از حرارت نگه دارد.
روز هفدهم: خداوند جل جلاله می فرماید: به درستی كه شما را و پدرانتان را آمرزیدم و شدائد روزقیامت ازآنان برداشته می شود.
روز هجدهم: خداوند تبارك و تعالی به جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و حاملین عرش وكروبیین امر می كند كه تا سال آینده برای امت محمد (ص) استغفار كنند و در روز قیامت ثواب كسانی كه در جنگ بدر شركت كرده بودند به آنان اعطا می كند.
روز نوزدهم: در آسمانها و زمین ملكی باقی نمی ماند مگر اینكه از خداوند تبارك و تعالی اجازه می گیرد تا هر روز به زیارت قبور شما بیاید در حالی كه با هر ملكی هدیه و شرابی است.
روز بیستم: خداوند عزوجل در روز بیستم، هفتاد هزار ملك را می فرستد تا شما را از هر شیطان رجیمی حفظ كنند و به هر روزی كه روزه گرفته اید روزه صد سال را می نویسد و بین شما و جهنم خندقی قرر می دهد و ثواب كسانی را برای شما قرار می دهد كه تورات و انجیل و زبور و فرقان را خوانده باشند و به هر پری كه برجبرئیل است عبادت یك سال را به شما می دهد و ثواب تسبیح عرش و كرسی را برایتان می نویسد و به هر آیه ای كه در قرآن است هزار حوریه به ازدواج شما در می آورد.
روز بیست و یكم: خداوند قبورتان را مثل قبور شهدا قرار می دهد و ظلمت و وحشت را از شما می برد و صورت های شما را مثل صورت یوسف پسر یعقوب (علی نبینا وآله و علیه السلام) قرار می دهد.
روز بیست و دوم: خداوند عزوجل ملك الموت را همانطور كه نزد انبیاء (علیهم السلام) می فرستد نزد شما نیز می فرستد و هول منكر و نكیر را از شما دفع می كند و همّ دنیا و عذاب آخرت را از شما بر می دارد.
روز بیست و سوم: از صراط عبور می كنید با انبیاء و صدیقین و شهداء و گویی هر یتیمی از امت مرا سیر كرده و هر عریانی از امت مرا پوشانده اید.
روز بیست و چهارم: كسی از دنیا خارج نمی شود مگر اینكه جایگاهش را در بهشت می بیند و به هر كدام ثواب هزار مریض و هزار غریب داده می شود، غریبی كه در طاعت پروردگار از وطن خارج شده و ثواب آزادی هزار بنده از نسل اسماعیل (علی نبینا وآله و علیه السلام) را خواهد داشت.
روز بیست و پنجم: خداوند عزوجل تحت عرش، هزار قبه سبز رنگ بنا می كند، كه بر سر هر قبه خیمه ای از نور است. خداوند تبارك و تعالی می گوید: ای امت احمد! من پروردگار شمایم و شما بندگان من هستید طلب رحمت كنید در سایه عرشم در این قبه ها و بخورید و بیاشامید گوارا باد بر شما نه خوفی و نه حزنی بر شما است.ای امت احمد! به عزت و جلالم شما را داخل بهشت می كنم به نحوی كه اولین و آخرین در تعجب بمانند وتاج گذاری می كنم هر كدام از شما را به هزار تاج از نور و بر ناقه ای از نور سوارتان می كنم كه زمامهای آن از نور است و در این زمام هزار حلقه طلا است در هر حلقه ای ملكی از ملائكه ایستاده است كه به دست هر ملكی عمودی از نور است تا بدون حساب وارد بهشت شوید.
روز بیست و ششم: خداوند متعال به نظر رحمت به شما می نگرد پس همه گناهان شما مگر حق الناس را می آمرزد و هر روز هفتاد مرتبه خانه ها یتان را از غیبت و كذب و بهتان پاك می سازد.
روز بیست و هفتم: در این روز شما همچون كسی هستید كه هر مؤمن و مؤمنه ای را یاری رسانده اید و هفتاد هزار مرزبان را خدمت كرده اید و گویا تمام قرآن را بر انبیاء خداوند تعالی قرائت كرده اید.
روز بیست و هشتم: در روز بیست و هشتم خداوند برای شما درجنة الخلد، صد هزار شهر از نور قرار میدهد و درجنة المأوی، هزار قصر از نقره و در جنة الفردوس، صد هزار شهر، در هر شهری هزار حجره و در جنة الجلال، صد هزار منبر از مشك، در داخل هر منبری هزار خانه از زعفران، در هر خانه ای هزار تخت از درّ و یاقوت، كه بر سر هر تختی زوجه ای از حور العین نشسته است.
روزبیست و نهم: در روز بیست و نهم خداوند هزار هزار محله به شما عطا می كند، در داخل هر محله قبّه ی سفید رنگی است كه در آن قبّه تختی از كافور سفید است و بر بالای این تخت هزار رختخواب از حریر سبز است، بر بالای آن رختخواب حوریه ای است كه هفتاد هزار حله پوشیده و بر سر آن هشتاد هزار بافه است كه به درّ و یاقوت زینت شده است.
روز سی ام: این روز كه تمام شد خداوند عزوجل به عدد هر روزی كه بر شما گذشته ثواب هزار شهید و هزار صدیق و عبادت پنجاه سال را می نویسد و برای هر روز، روزه ی دو هزار روز را می نویسد و به عدد اشجار ونباتاتی كه به واسطه نیل می رویند، رفعت درجات به شما خواهد داد و برائت از دوزخ و گذشت از صراط و امان ازعذاب را برایتان می نویسد و برای بهشت دربی است كه به آن ریّان گویند، باز نمی شود مگر در روز قیامت سپس به روزه داران امت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ندا داده شود: «بشتابید به سوی ریّان» و داخل می شوندامت من از این درب به بهشت.
« پس كسی كه در ماه رمضان آمرزیده نشود در چه ماهی می خواهد آمرزیده شود؟»
مأخذ : امالی شیخ صد و ق
نماز شب اول: چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد
نماز شب دوم: چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بيست مرتبه إنا أنزلناه
نماز شب سوم: ده ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد
نماز شب چهارم: هشت ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه إنا أنزلناه
نماز شب پنجم: دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبهاللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
نماز شب ششم: چهار ركعت در هر ركعت حمد و سورهْمُلْكُ
نماز شب هفتم:چهار ركعت در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه إنا أنزلناه
نماز شب هشتم: دو ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و بعد از سلام هزار مرتبهسُبْحَانَ اللَّهِ
نماز شب نهم: شش ركعت ، در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و بعداز اتمام 50 مرتبهاللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ
نماز شب دهم: بيست ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد
نماز شب يازدهم: دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه سورهكَوْثَرَ
نماز شب دوازدهم: هشت ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه سورهقدر
نماز شب سيزدهم: چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد
نماز شب چهاردهم: شش ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه سورهزلزال
نماز شب پانزدهم: چهار ركعت در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگرپنجاه مرتبه توحيد
نماز شب شانزدهم: دوازده ركعت در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه سورهأَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ
نماز شب هفدهم: دو ركعت در ركعت اول حمد و هر سوره و در ركعت دوم حمد و100مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبهلا إِلَهَ إِلااللَّهُ
نماز شب هيجدهم: چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه كَوْثَرَ
نماز شب نوزدهم: پنجاه ركعت با حمد و پنجاه مرتبه سورهزلزال
نماز شب 20 و 21 و 22 و 23 و24: در هر يك هشت ركعتبه هر سوره كه ميسر شود
نماز شب بيست و پنجم: هشت ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد
نماز شب بيست و ششم: هشت ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه توحيد
نماز شب بيست و هفتم: چهار ركعت در هر ركعت حمد وسورهْمُلْكُ و اگر نتواند بيست و پنج مرتبه توحيد
نماز شب بيست و هشتم: شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه توحيد وصد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد فقير گويد نماز شببيست و هشتم موافق آنچه من يافتم به اين كيفيت است شش ركعت نماز كند به فاتحةالكتاب و ده مرتبه آية الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبهتوحیدو صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر (ص)
نماز شب بيست و نهم: دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد
نماز شب سىام: دوازده ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و بعد از فارغ شدن صد مرتبهصلوات بر محمد و آل محمد
( اين نمازها هر دو ركعت به يك سلام است)
زاد المعاد علامه مجلسی
او پيامبري بود که کتاب نداشت. معجزه اي هم. اسباب رسالت او تنها خوشه اي گندم بود که خدا به او داده بود. خدا گفته بود: دشمنان اند که معجزه مي خواهند، معجزه اي که مبهوتشان کند. دوستان اما تنها با اشاره اي ايمان مي آورند. و اين خوشه هاي گندم براي اشاره کافي است.
پيامبر، کوي به کوي و شهر به شهر رفت و گفت: اي مردم، به اين خوشه گندم نگاه کنيد. قصه اين گندم، قصه شماست که چيده مي شود و به آسياب ميرود تا ساييده شود و پس از آن خميري خواهد شد در دستهاي نانوا؛ و ميرود تا داغي تنور را تجربه کند، ميرود تا نان شود، مائده مقدس سفره ها،
آي مردم ، شما نيز همان خوشه اي گندميد که در مزرعه خدا
باليده ايد. نترسيد از اين که چيده ميشويد، خود را به آسيابان روزگار بسپاريد تا در آسياب دنيا شما را بسايد، تا درشتي هايتان به نرمي بدل شود و سختي هايتان به آساني.
خداوند نانواي آدمهاست. خميرتان را به او بدهيد تا در دستهايش ورزيده شويد، خدا بر روحتان چاشني درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد؛ طاقت بياوريد تا پرورده شويد.
و کيست که نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند؛ اين سنت زندگي است. نه از سر بيچارگي و اضطرار، که از سرشوق و اختيار.
پيامبر گفت: صبوري کنيد تا نان شويد؛ ناني که زيبنده سفره هاي ملکوت باشد. صبوري کنيد تا نان شويد، ناني که به مذاق خدا خوش آيد.
هزاران سال است که نان در سفره آدمي است تا به يادش آورد قصه خوشه هاي گندم و آسياب و تنور را ... قصه نان پختن، نان قسمت کردن ، نان شدن را ...

