تبليغاتX
مهدایران

برای خوشحال كردن یك زن ...

یك مرد فقط نیاز دارد كه این موارد باشد :

 1. یك دوست  2. یك همدم  3. یك عاشق  4. یك برادر  5. یك پدر  6. یك استاد  7. یك سرآشپز  8. یك الكتریسین  9. یك نجار  10. یك لوله كش  11. یك مكانیك  12. یك متخصص چیدمان داخلی منزل  13. یك متخصص مد  14. یك متخصص علوم جنسی  15. یك متخصص بیماری های زنان  16. یك روانشناس  17. یك دافع آفات  18. یك روانپزشك  19. یك شفا دهنده  20. یك شنونده خوب  21. یك سازمان دهنده  22. یك پدر خوب  23. خیلی تمیز  24. دلسوز  25. ورزشكار  26. گرم  27. مواظب

 28. شجاع  29. باهوش  30. بانمك  31. خلاق  32. مهربان  33. قوی  34. فهمیده  35. بردبار  36. محتاط  37. بلند همت  38. با استعداد  39. پر جرأت  40. مصمم  41. صادق  42. قابل اعتماد  43. پر حرارت

 بدون فراموش كردن:

44. تعریف كردن مرتب از او  45. عشق ورزیدن به خرید  46. درستكار بودن  47. بسیار پولدار بودن  48. تنش ایجاد نكردن برای او  49. نگاه نكردن به بقیه دختران

 و در همان حال، شما باید :

50. توجه زیادی به او بكنید، و انتظار كمتری برای خود داشته باشید  51. زمان زیادی به او بدهید، مخصوصاً زمان برای خودش   52. اجازه رفتن به مكانهای زیادی را به او بدهید، هیچگاه نگران نباشید او كجا می رود .

 بسیار مهم است :

 53. هیچگاه فراموش نكنید : * سالروز تولد * سالروز ازدواج * قرارهایی كه او می گذارد

 چگونه یك مرد را خوشحال كنیم :

 1. تنهاش بذارید !

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 10:7 |

مطلبی که تحت عنوان روانشناسی مرگ مطالعه می فرمائید مربوط به نحوه بر خورد ما با داغ عزیزانمان است.

هر از چند گاهی خبر فوت یكی از بستگان ، دوستان و نزدیكانمان خواب غفلت را از سرمان می پراند. و اگر آن عزیز از دست رفته یكی از افراد خانواده ما باشد به ویژه همسر، می تواند ، شوك شدیدی نیز بر ما وارد كند.

در حوزه روانشناسی ، فشارهای روانی و مشكلات به دسته های مختلف تقسیم می شوند كه در بعضی مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری ، می تواند آنها را حل كرده یا تغییر دهد و بعضی مسائل نیز هست كه صرفاً باید آنها را تحمل كرد.

اما  مرگ از مقوله دوم است. یعنی ما نمی توانیم آن را حذف كنیم. بهتر است بگوئیم كه سهم هر كس از مرگ عادلانه بوده و سهم هیچ كس ضایع نمی شود. خیلی چیزها، و اتفاقات، ممكن است كه نصیب ما نشود ، ولی آسوده خاطر باید بود كه حتی اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانیم به مرگ فكر كنیم یا برای آن برنامه ریزی كنیم ، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر حی قیوم محفوظ است. پس می توان گفت كه مرگ حتمی است و چون به « وجود» ما مربوط می شود ، اساسی و بیشتر اوقات تنش زاست.

با مسئله مرگ خود و عزیزانمان چگونه كنار بیاییم؟!

1 – به جای اینكه همواره از اساسی ترین مسئله زندگیمان فرار كنیم ، یا خود را به فراموشی بزنیم یا خود را به چیز دیگری سرگرم كنیم. بهتر آن است كه در طول زندگی حداقل یكبار صمیمانه با آن روبرو شویم و تكلیف خود را با آن روشن سازیم. اگر از نظر محتوایی به مرگ نمی اندیشیم ، و برای زندگی برنامه نمی ریزیم ، حداقل در مورد چگونگی برخورد خودمان و بستگانمان  با مرگ برنامه ریزی كنیم.

2 -  در آموزه های دینی درمورد نوشتن وصیت نامه ، یاد مرگ ، گذر به قبرستان و .... بارها شنیده ایم. حالا بیائیم با همسر و فرزندان، برادر و خواهر و والدین خود برنامه مرگ خود و سایر افراد خانواده را مرور كنیم. باید مطمئن باشیم كه می توانیم در این خصوص، برنامه بریزیم ، چون فقط و فقط یك مجهول داریم و ما بقی مسائل معلوم و آشكار است. و آن مجهول نیز نوبت مرگ ما در رابطه با دیگر عزیزانمان هست. ( كه البته زیاد هم مهم نیست) . مهم این است كه مسئله مرگ قوی و واضح وجود دارد و آماده برنامه ریزی هست.

3 – از آنجا كه اغلب اوقات به هنگام پیشامد مرگ عزیزان، به علت هیجانات شدید ، و تالمات روحی تصمیم گیری مشكل است ، گنجاندن بعضی موارد در برنامه ریزی مرگ  خود یا عزیزانمان ضروری است.

الف) چون معمولا مرگ از ما اجازه حضور نمی گیرد تا به مانند عروسی ، تدارك ببینم . لذا بهتر است مبلغی برای چنین مراسمی در نظر بگیریم.

ب)  تكلیف بدهی ، دفتر چه های قسط ، سرمایه گذاریها، دیون ، اموال منقول و غیر منقول را روشن سازیم و به جای بازماندگان خودمان برای خودمان حلالیت های لازم را بطلبیم.

ج ) كیفیت مراسم ها ، خیرات ها ، نوع سخنرانی ، مداح ها ، مسائل مربوط به تهیه قبر و ... را مشخص كنیم. بهتر است متنی كه حاصل تجربه ما در زندگی هست را تهیه كنیم تا سخنران از زبان ما برای مستمعین قرائت كند.( به عنوان قسمتی از وصیت نامه)

د ) نحوه اطلاع رسانی به دوستان را در برنامه بگنجانیم ، اگر خودمان سلیقه خوبی داریم می توانیم حداقل در مورد خودمان اعلامیه ترحیم تهیه و جای تاریخ آن را خالی بگذاریم(‌ بهتر است از جملاتی مانند « مرگ زود هنگام » ، « مرگ نا بهنگام» و یا « مرگ ناگهانی» در اعلامیه ترحیم استفاده نكنیم، چون ممكن است امر بر ما مشتبه شود و فكر كنیم كه مرگ زمان خاصی دارد.)

هـ ) از آنجا كه به هنگام داغ عزیزانمان ، برون ریزی هیجانات و غمها اجتناب ناپذیر است، در مورد كیفیت گریه كردن و یا  نحوه سرو صدا كردن و بی تابی ، از هم اكنون ،فكری كنیم.  

5 – خیلی خود را موظف به گفتن یك امر محال نكنیم. مثلاً به هنگام صحبت در مورد مرگ، بسیار شنیده می شود كه از جمله « خدا نكنه» استفاده می شود. البته افراد منطقی تر این جمله را عقلانی تر می گویند . بدین صورت:« بعد از صد سال یا دویست سال ...» یا اینكه « اگر یك روزی مرگ فرا رسید» . كه این هم اگرچه از جمله« خدا نكنه » بهتر است، ‌ولی بازهم هیچ كس حتی خدا یك چنین قولی را مبنی بر زندگی طولانی به ما نداده است. لذا بهتر است از ادبیات روان تری در رابطه با مرگ استفاده كنیم.

شاید با خواندن متن بالا تا اینجا كمی تعجب كنیم ، و فكر كنیم  این حرفها كمی یا حتی خیلی غیر منطقی است. ولی با خواندن مطلب ذیل شاید تا اندازه ای بتوانیم ، نوع دیگر دیدن و اندیشیدن را نیز تجربه كنیم.

از نظر روانشناختی وقتی مرگ عزیزانمان اتفاق می افتد ، 4 مرحله متوالی به ترتیب اتفاق می افتد كه باید از این مراحل عبور كرد.

1 –  مرحله انكار

2 – مرحه خشم

3 – مرحله غم

4 –  مرحه پذیرش

1 - در مرحله انكار، قبول مرگ عزیزمان بسیار غیر ممكن خود را نشان می دهد. این مسئله مخصوصاً در حوادثی كه منجر به مرگ مغزی می شود بیشتر مشهود است. بی دلیل نیست بیشتر بازماندگان فردی كه مرگ مغزی شده است، با اهداء ‌اعضاء ‌موافقت نمی كنند. چون انكار واقعیت مرگ یكی از مراحل است. برنامه ای كه در بالا به آن اشاره كردیم كمك موثری به ما می كند كه این مراحل را به خصوص مرحله انكار را به سرعت سپری كنیم.

2 – در مرحله خشم ،‌ در اینجا اگرچه  مرگ عزیزمان را باور كردیم ولی نسبت به علل آن خشم می گیریم و جالب این است كه این خشم را ممكن است به دیگران نیز انتقال دهیم. این مسئله را بیشتر در چنین حوادثی شاهد هستیم : تصادفات رانندگی ؛ سكته هایی كه به خاطر یك بگو مگو پیش آمده؛ یا در اتاق عمل جراحی كه ممكن است با پزشك سر دعوا برداریم . لذا به هنگامی كه در این مرحله هستیم ، ممكن است حرفهای ناشایست به مسببین بزنیم یا دست به انتقام یا رفتارهای تهدید كننده بزنیم.  اگر فردی به علت تصادف باعث مرگ كسی شده است ، بهتر آن است كه در این مرحله ، اقدامی به گرفتن رضایت از بازماندگان متوفی نكند كه نتیجه عكس خواهد گرفت.  اگر هم مسببی برای مرگ عزیزان نیابیم ممكن است خدایی ناكرده ، شروع به شكایت از خدا بكنیم ، مثلا « خدایا چرا باید اینطور می شد یا ...» . برنامه ریزی مرگ كه در این یادداشت اشاره شد ، موجب عبور سریع از مرحله خشم می شود.

3 – مرحله غم ،‌ نسبت به سایر مراحل قبل طولانی تر است. ولی حداكثر نباید از شش ماه بیشتر شود. در غیر این صورت ، مسئله افسردگی و درمان آن باید در نظر گرفته شود. برنامه ریزی برای مرگ ، كمك فراوانی در جهت كوتاه شدن این مرحله می كند.

تمركز زدایی نیز تكنیكی هست كه می تواند در این زمینه به فرد غمگین كمك كند و آن اینست كه به جای تمركز بر روی خاطراتی كه با متوفی داشته ایم. دنیای دید خود را وسیع كنیم و وقت بیشتری با زندگان بگذاریم ، یعنی كسانی كه هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسیده است. بیشتر اوقات فقط یك داغ عزیز دیده ایم و این فرصت خوبی است كه بیشتر به دیگر عزیزانمان نزدیك شویم و قدر آنها را بدانیم.

4 – مرحله پذیرش كه از دید عموم ، به اشتباه فراموشی مردگان نام گذاشته می شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزیزان است. همه باید به این مرحله برسند ولی برنامه ریزی در مورد مرگ اولاً‌ باعث تسهیل این روند می شود ؛ ثانیاً موجب سرعت آن می شود ؛ ثالثاً عوارض منفی ناشی از داغ عزیزان را از بین می برد،‌به علاوه اینكه به ما در خودشناسی بینش می دهد.

استفاده دیگری كه از این مراحل می شود ، نحوه تسلی دادن به بازماندگان و داغ دیدگان است. اگر ما با این مراحل آشنا باشیم ، به نحو موثر و مفیدی با بازماندگان همدردی می كنیم.

الف) به  فرد داغ دیده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصیحت نكنیم مثلا اینكه «این شتری هست كه در خانه همه می خوابه » یا اینكه « تو باید صبور باشی ، تو باید تكیه گاه باشی ». همچنین به او نگوئیم « تو غمگین نباش ، او الان در بهشت جایش خوب است » .

ب )‌ بیشترین كمك ما به داغ دیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند: « فوت عزیزتان برای ما نیز  بسیار متاثر كننده بود» یا « واقعا داغ بزرگی برای شما بوده »یا « الان لحظات سختی باید برای شما باشد».

ج ) شاید بتوان گفت سكوت و در آغوش گرفتن داغ دیده، كمك بسیار موثری به او در طی كردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.

د )‌كمك به داغ دیده در جهت كارهای اجرایی متعدد ‌از قبیل ،‌كارهای پزشكی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز و كفن و دفن، هماهنگی مراسمات و .... ، بسیار در تسكین داغ دیده موثر است.

هـ ) در مرحله سوم یعنی غم ، كه معمولاً مراسمات تمام شده و شركت كننده گان نیز دور فرد را خلوت كرده اند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا می كند، بهتر است كه به این افراد سر بزنیم  ، یا آنها را به منزل  دعوت كنیم . همچنین با صحبت های شناختی ،‌فلسفی یا  توصیه های دینی و نصیحت هایی را كه در بند (‌الف ) ‌آورده شده، می توانیم مرحله خروج از غم و پذیرش را سهل كنیم. به شرطی كه بستر مناسبی از نظر محیطی فراهم كرده باشیم.

در خاتمه باید به این موضوع اشاره كنیم كه برنامه ریزی برای مرگ كه در اوائل این یادداشت توضیح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله كنار آمدن با مرگ عزیزان را تسهیل می كند . ثانیاً پرداختن به این برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوی فلسفه زندگی و مرگ  می كشاند و می تواند باعث تغییر در رویه زندگی ما شود. با این برنامه ما متوجه این نكته مهم می شویم كه آرزوها و برنامه های خیالی و زیادی برای اهداف نه چندان روشن آینده خود داریم ، لیكن مرگ را كه  كاملا طبیعی و در كنار ماست و مهمترین مرحله زندگی را تشكیل می دهد ، غیر منصفانه نادیده می گیریم.

مرگ را هم اكنون برای خود و عزیزانمان  با برنامه قبلی بپذیریم ، قبل از آنكه بدون آمادگی، ما را فراگیرد.

 و چه نغز است این فرمایش نبی مكرم اسلام(ص) كه می فرمایند :

موتوا قبل ان تموتوا

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:28 |

بودا، یک روز صبح با شاگردانش بود که مردی نزدیک ایشان شد و گفت: آیا خدا وجود دارد؟

بودا گفت: بلی وجود دارد.

بعد از ناهار هم مرد دیگری نزدیک شده و گفت:

آیا خدا وجوددارد؟

و بودا گفت :

نه، وجود ندارد.

در پایان روز بود که شخص سومی نزد بودا رفت و همان سوال را کرد:

آیا خدا وجود دارد؟

بودا گفت:

شما باید در این باره تصمیم بگیرید.

هنگامی که آن مرد از آنجا خارج شد، یکی از شاگردان در حالی که دگرگون شده بود اظهار داشت:

ولی استاد ، این چه حکایتی است ، چگونه شما به یک سوال، پاسخهای متفاوت می دهید؟

بودا گفت:

برای آنکه افراد متفاوت می باشند و هرکدام از ایشان از طریق راه مخصوص به خودش به خدا می رسد. اولی به سخنان من اعتقاد پیدا خواهد کرد. دومی، هر کار ممکنی را میکند تا ثابت کند که من اشتباه می کنم و سومین سوال کننده فقط به آن چیزی اعتقاد خواهد آورد که شخص خودش قادر به انتخابش باشد.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:23 |

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این باور که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود:

 در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

 هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد . شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید کهباور داریدهستید اما بیش از آنچه باور دارید هستید می توانید انجام دهید. 

نورمن وینست پیل.

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:17 |

اسيدهاي چرب امگا3 به دليل حضور در غشاي سلولي در فعاليت‌هاي فيزيولوژيك بدن نقش حياتي دارند.

 

اين روزها كمتر كسي است كه كلمه امگا3 را نشنيده باشد. به‌طوركلي روغنها و چربي‌ها از مهمترين اجزاي تشكيل دهنده غذاي انسان به شمار مي‌آيند. چربي‌ها در سلولها و بافتهاي بدن وجود دارند و در ساختمان غشاي سلولي نقش مهمي‌ايفا مي‌نمايند.

 

 از آنجا كه يك گرم چربي در بدن معادل 9 كيلوكالري، انرژي توليد مي‌كند كه اين مقدار بيش از دو برابر كربوهيدرات‌ها (قندها) و پروتئين‌هاست، در نتيجه مي‌توان از چربي‌ها براي كودكاني كه رشد خوبي ندارند در هر وعده غذايي به غذاي آنها اضافه نمود.

 

اسيدهاي چرب از اجزاي تشكيل دهنده چربي‌ها است كه بدن قادر به توليد انواع ضروري آن نيست و بايد از طريق ماده غذايي تامين گردد كه از آن جمله‌اند: امگا3 و امگا‌6. اسيدهاي چرب امگا3 به دليل حضور در غشاي سلولي در فعاليت‌هاي فيزيولوژيك بدن نقش حياتي دارند. اين اسيدهاي چرب همچنين در تنظيم كليه عملكردهاي زيست شناختي، دستگاه قلبي و عروقي، توليد مثل، ايمني و عصبي به كار مي‌روند.

 

نام ديگر امگا3 اسيد لينولنيك و نام ديگر امگا‌6 اسيد لينولئيك مي‌باشد. براي آنكه بدن ما بتواند از امگا‌3 و امگا‌6 موجود در مواد غذايي، مشتقات مورد نياز خود را بسازد بايستي آن دو ماده را به نسبت متعادل با يكديگر دريافت كند. نسبت ايده‌آل امگا‌6 به امگا‌3 مي‌بايست 1:1 و حداكثر 4:1 باشد، اما متاسفانه اين مقدار در افراد جامعه 11:1 تا 30:1 است يعني مصرف امگا‌6 در اغلب موارد سي برابر بيش از امگا‌3 است.

 

گفتني است كه مصرف مجزاي هركدام از اين دو ماده به تنهايي سبب ايجاد مشكلات زيادي در بدن مي‌شود زيرا هرگاه امگا‌6 بيش از امگا‌3 مصرف گردد بدن نيز تنها از امگا‌6 استفاده مي‌نمايد. از عوارض كمبود امگا‌6 مي‌توان به اگزما، ريزش مو، تحليل كبد، افزايش ابتلا به عفونت و تاخير در التيام زخمها اشاره كرد و از عوارض كمبود امگا‌3 مي‌توان لاغري، آسيب به بينايي و توانايي يادگيري، افزايش تري گليسيريد و فشارخون و خشكي پوست را برشمرد.

 

امگا‌6 در تخم مرغ، مارگارين، گوشت قرمز، ذرت و غلات يافت مي‌شود. امگا‌3 خاصيت ضد انعقادي دارد ولي امگا‌6 انعقاد خون را افزايش مي‌دهد. امگا3 در ماهي‌هاي روغني مثل ماهي آزاد و قزل‌آلا همچنين در كنجد، دانه كتان و گردو يافت مي‌شود. روغن سويا و روغن آفتابگردان نيز هردو اسيد چرب برشمرده هستند.

 

 به خاطر داشته باشيم 60درصد از مغز به چربي‌ها اختصاص دارد پس عملكرد صحيح مغز و سلول‌هاي عصبي و شبكيه چشم به اسيد‌هاي چرب از جمله امگا‌3 وابسته است. امگا‌3 در بدن به پروستاگلندين‌ها و ايكوزانوييد‌ها تبديل مي‌شود.

پروستاگلندين‌ها در تنظيم فشار خون، انعقاد خون، پاسخ‌هاي آلرژيك، عملكرد كليه‌ها و دستگاه گوارش، توليد انرژي و تنظيم هورمون‌هاي جنسي نقش دارد. مصرف امگا‌3 سبب كاهش كلسترول و تري گليسيريدهاي خون، كاهش فشارخون، كاهش وزن، پيشگيري از بيماري‌هاي قلبي و عروقي، درمان و كاهش دردهاي مفاصل، آرتريت روماتوئيد و آرتروز مي‌گردد.

 

 از آنجا كه امگا3 جذب كلسيم را افزايش مي‌دهد و رسوب كلسيم را در بافتهاي استخواني تسهيل مي‌نمايد، سبب درمان پوكي استخوان مي‌شود. همچنين اين ماده در درمان افسردگي، خشكي چشم، كاهش دردهاي قاعدگي، جلوگيري از تصلب شرائين و كاهش بروز سرطانهاي سينه، تخمدان، پروستات و دستگاه گوارش موثر است و همچنين سبب درمان و پيشگيري از آلزايمر، آسم، اختلال كم توجهي بيش‌فعالي، ميگرن، آكنه مي‌شود.

 

 مصرف اين ماده سبب بهبود توان ذهني و حافظه، جلوگيري از پيري زودرس، تثبيت انسولين و قندخون، افزايش سطح هورمون رشد و افزايش رشد عضلات مي‌گردد و لذا مصرف اين ماده به زنان باردار و شيرده توصيه مي‌گردد زيرا چنانچه گفته شد اين ماده در تكامل مغز و سيستم عصبي نيز نقش اساسي دارد.

 

با مصرف امگا3 مقاومت بدن در مقابل انواع سرطان افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث كاهش رشد غده‌هاي سرطاني مي‌گردد اما لازم به ذكر است افرادي كه دچار اختلالات خوني هستند، كساني كه پوستشان به راحتي دچار كوفتگي و كبودشدگي مي‌گردد، كساني كه از داروهاي آسپرين و رقيق كننده خون استفاده مي‌نمايند، افرادي كه به غذاهاي دريايي حساس هستند، افرادي كه فشارخون بالا دارند ونيز كساني كه دچار ضعف سيستم ايمني بدن هستند نبايد امگا3 مصرف كنند زيرا مصرف ميزان امگا‌3، سيستم ايمني بدن را سركوب مي‌نمايد و اگر بيش از نياز بدنمان از اين ماده مصرف نماييم موجب اسهال، تهوع، كاهش جذب ويتامين‌هاي A,D,E,K (ويتامين‌هاي محلول در چربي) مي‌گردد.

 

 اين اسيد چرب به نور و حرارت و اكسيژن بسيار حساس است و در نتيجه اين مواد بايد در ظروف در بسته و در يخچال و دور از نور نگهداري شود. پيش‌تر گفتيم كه امگا‌3 در روغن‌هاي ماهي موجود است.

 

 عليرغم دانستن اين نكته و نقش مصرف ماهي و ساير آبزيان در افزايش ضريب سلامت جامعه اما مصرف سرانه آبزيان در كشورمان اكنون 5كيلوگرم است كه در مقايسه با مصرف سرانه جهاني ناچيز است.

 

امگا3 كليد هوش كودكان است در نتيجه مادران باردار بايد در هفته يك تا دو بار مصرف نمايند از طرفي اين ماده باعث كاهش خطر تولد نوزاد نارس مي‌گردد و با افزايش رشد سريع مغز جنين، توان هوشي را در كودكان زياد مي‌نمايد.

 

 تحقيقات علمي‌حاكي از آنند كه سطح امگا3 در خون افراد مبتلا به افسردگي كمتر از افراد عادي است. جالب اينكه اگر در افراد افسرده اين ميزان پايين‌تر از حد معمول باشد امكان خودكشي آنها تا 8 برابر نسبت به افراد افسرده‌اي كه اين مشكل را ندارند (عليرغم افسرده بودن، ميزان امگا‌3 طبيعي دارند) بيشتر مي‌شود.

 

و از آنجا كه يك زندگي پر از سلامت در كودكي نهفته است، دريافت منظم و صحيح اسيد چرب امگا3 در اين دوران و يا حتي در دوران جنيني سبب محافظت از بدن در مقابل بسياري از امراض مي‌شود. امراضي كه منشأ بيماري‌هاي ناتوان كننده مزمن در كودكان است مانند آسم و آلرژي، اختلالات يادگيري، بيش فعالي و پرخاشگري.

 

كودك تا قبل از تولد، اسيد چرب امگا3 مورد نياز خود را از مادر تأمين مي‌كند و پس از تولد اين ماده را از شير مادر به دست مي‌آورد. آنچه كه حائز اهميت است گنجاندن غذاي حاوي اسيد چرب امگا3 در رژيم غذايي كودك بعد از شيرخوارگي است كه مي‌تواند در پيشگيري از بروز بسياري از بيماري‌هاي كودكان مؤثر باشد. غلظت خوني امگا‌3 در بهار و تابستان كمتر از پاييز و زمستان است زيرا در بهار و تابستان كمتر از غذاهاي دريايي استفاده مي‌نماييم.

+ نوشته شده توسط مهربهار در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 10:20 |

- خدا را شکر میکنم که هر روز صبح با صدای ناهنجار بلندگوی میوه فروش دوره گرد بیدار میشوم این یعنی من هنوز زنده ام.

- خدا را شکر میکنم که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در خانه است.

- خدا را شکر که گاهی توان پرداخت هزینه درمان را ندارم این یعنی به یادم می آورد که اغلب اوقات سالم هستم.

- خدا را شکر که ريیسم خیلی بد اخلاق است. این یعنی شغل و درآمدی دارم.

- خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از کمک کردن به من در کارهای خانه شاکی است، این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.

- خدا را شکر که پرداخت شهریه دانشگاه پسرم به تعویق افتاده است این یعنی پسرم تحصیل میکند و بیکار نیست.

- خدا را شکر که باید روزی چند ساعت از پدر و مادرم مراقبت کنم. این یعنی آنها زنده اند.

- خدا را شکر که باید خرید روزانه کلی راه بروم، این یعنی من توان راه رفتن دارم.

- خدا را شکر که باید برای کارهای خانه صبح تا شب راه بروم این یعنی خانه ای دارم.

- خدا را شکر که خرید هدایای نوروزی جیبم را خالی میکند این یعنی عزیزانی دارم که میتوانم برایشان هدیه بخرم.

- خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردني دارم این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم.

- خدا را شکر که لباسهایم برایم تنگ شده این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

- خدا را شکر که در پایان روز از خستگی روی تخت ولو می شوم این یعنی توان سخت کارکردن دارم.

- خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها مزاحم خواب ظهر من می شود این یعنی می توانم بشنوم.

- خدا را شکر که باید به تنهایی وسایل پذیرایی از دوستانم را فراهم کنم این یعنی من دوستانی دارم.

- خدا را شکر امروز در خیابان اتومبیلم پنچر شد و خیلی معطل شدم این یعنی من اتومبیلی دارم.

- خدا را شکر که شب تا صبح از بیقراریهای نوزادم، نمی توانم بخوابم این یعنی فرزندی دارم.

- خدا را شکر که می توانم ریخت و پاش های همسرم و فرزاندانم را ببینم این یعنی من نابینا نیستم.

- خداراشکردهانم از بس باید به پسرم بگویم تکالیفت را انجام بده کف میکند این یعنی لال نیستم.

- خدا را شکر که من در سختی و آسانی شکرش را به جا میآورم یعنی من خدایی دارم و تنها نیستم.

+ نوشته شده توسط مهربهار در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 16:4 |

هر نامی یک رنگی دارد

رنگ های هماهنگ با عددها و حرف ها:

قرمز: 1 ش.س.ج.الف
نارنجی: 2 ت.ث.ک.ب
زرد: 3 ی.ل.ص.ض
سبز: 4 و.م.د.ژ
آبی: 5 چ.ن.ط.ظ
نیلی: 6 ح.خ.ف
بنفش: 7 ع.پ.غ
صورتی: 8 ز.ق.هـ
طلایی: 9 ر.ذ.گ

نــمــونــه:

مصطفی سعیدی رشک علیا
م 4
ص 3
ط 5
ف 6
ی 3
س 1
ع 7
ی 3
د 4
ی 3
ر 9
ش 1
ک 2
ع 7
ل 3
ی 3
ا 1

سپس این اعداد را با هم جمع می زنیم:
4+3+5+6+3+1+7+3+4+3+9+1+2+7+3+3+1 = 65
6+5 = 11
1+1 = 2
عدد 2، برابر با رنگ نارنجی است پس من
ویژگی های رنگ نارنجی را دارم


ســبــز
مهم است که برای خودتان برنامه ی روزانه داشته باشید.
کم پیش می آید زندگی شما آشفته و بی هدف باشد.
دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش شما می آیند.
برای گسترده تر ساختن دانش خود هرگز از آموختن
باز نخواهید ماند. ارج نهادن به آیین گذشته
برایتان با ارزش است

نــارنــجــی
شوخ طبعی ویژه ای را که به ارث برده اید
سبب شده است که دوست داشتنی باشید.
نشاط شما آرزوی قلبی خیلی هاست.
شخصیتی دوست داشتنی دارید. گاهی درباره ی
هر چیزی بیش از اندازه زیاده روی می کنید
بنابراین تلاش کنید که دیگران رویتان اثر نگذارند.
با کاری که می کنیدشاید نتوانید دیگران را خوشحال
سازید مگر این که دست از تقلید بردارید و
آنچه را که در درونتان می جوشد بیرون کنید

بــنــفــش
دوستدار کندوکاو و جستجو در هر پدیده هستید.
هیچ رویدادی را به راحتی نمی پذیرید مگر این که
خودتان آن را تجربه کرده باشید.
در حل گرفتاری های خود راه حل را در درون خود بجویید.
دوستدار تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن
با دیگران یکی از گرفتاری های بزرگ زندگی شما است

آبــی
دیگران شما را شخصیتی رک و بی آلایش می دانند
و به همین سبب برایشان دوست داشتنی هستید.
آزادی برایتان ارزشمند است و هرگز نمی توانید در جایی
کار کنید که به شما فشار می آورند و یا زیر نظر هستید.
زندگی با همه ی سختی ها و گرفتاری هایش
برایتان خوشایند است. روحیه ی سرکشتان نمی گذارد
که در یک جا پایبند شوید و می خواهید در میان مردم
نیز نامی شوید. در هر جایی که قدم بگذارید
با هوش خود خواهید توانست آرامش را در آنجا برقرار کنید

قــرمــز
خودخواه هستید و برای رسیدن به هدفهایتان دیگران را
له می کنید. در اوج شادی با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان
در هم می رود و در لاک خود فرو می روید. گاهی نیز به سرعت
شکیباییتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید

صــورتــی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید. به خاطر اراده ی بالایی
که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.
مهر به دیگران در شما آن چنان بالاست که دیگران برایتان
با ارزشمندتر از خودتان هستند. برای رسیدن به هدف هایتان
سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد

طــلــایــی
در هر چیزی تنها میزان بالای آن می تواند شما را
خوشنود کند رفتار و سخنتان چنان زیبایی ای در
خود دارد که کم پیش می آید کسی شما را خوب بشناسد.
کم پیش می آید که چهره ی افسرده ای به خود
بگیرید چون که به هر چیزی با خوش بینی نگاه می کنید.
در هر کار گروهی پیروز سر افراز هستید

نــیــلــی
زندگی شما همانند زندگی انسان های عارف است
و مردمی که با آن ها سر و کار دارید نزد شماگناهشان
را بازگو می کنند. دیگران را دوست دارید و از
حس ششم خوبی نیز برخوردار هستید و این چنین از
گرفتاری های مردم آگاه می شوید. بسیار با قدرت
و سخاوتمند هستید. دادخواه هستید و با کوچکترین
بیدادی دیگران آزرده می شوید.
بیشتر افرادی که سوی شما می آیند گرفتار هستند
و برای دریافت کمک به شما روی می آورند
زرد
تیز هوش و خوش بین هستید. هرگز در گفتن
آن چه که می خواهید بر زبان بیاورید کم نخواهید آورد.
به خاطر زنده دلی همیشه دور و برتان پر از دوستان
خواهد بود. با اینکه روحیه ی شادی دارید اما هرگز
شادمان نخواهید بود مگر این که شادی هایتان را
با دیگران تقسیم کنید
/////////////////

+ نوشته شده توسط مهربهار در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 17:19 |